بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ شمسی (۱۷ مارس ۱۹۰۷ میلادی)، در تبریز چشم به جهان گشود و او را رخشنده نامیدند و بعدها پدرش تخلص پروین را برای او انتخاب کرد.
پدربزرگ پروین از آشتیان به تبریز میرود و پدر پروین – یوسف آشتیانی معروف به اعتصامالملک آشتیانی – در سال ۱۲۵۳ در تبریز متولد میشود.
مادرش – اختر اعتصامی – دختر میرزا عبدالحسین خان قومالعداله، از خاندان فتوحی تبریزی، زنی باسواد و باتقوا بود. اختر در سال ۱۳۵۲ شمسی چشم از جهان فروبست. عبدالحسین، پدر اختر از شاعران اواخر قاجار بود و شوری تخلص داشت.
در سال ۱۲۹۱ شمسی در حالی که پروین پنج ساله بود، با خانوادهاش از تبریز به تهران آمدند.
پدر پروین در علوم ادبی و عربی، فقه و اصول، منطق و کلام، حکمت و تعلیم خط شکسته استاد بود. وی نویسنده و مترجم بود و در آن زمان مجله ادبی بهار را منتشر میکرد.
پدر پروین در دیماه سال ۱۳۱۶ شمسی در شصت و سه سالگی، از دنیا رفت و پروین که با توجه به رابطه عمیقی که با پدرش داشت، از این حادثه ضربه سختی خورد و در این باره چنین سرود.
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
تیشهای بود که شد باعث ویرانی من
بنابراین پروین کودکی را در خانهای ادبی سپری کرد و علوم ادبی در سرشت او جا گرفت؛ پروین در هشت سالگی، اشعاری موزون میسرود.
پروین تنها دختر خانواده بود و چهار برادر دیگر نیز داشت یکی از برادرانش ابوالقاسم، بر اثر ضربههایی که توسط سارقین به او وارد شد، دچار مننژیت عفونی شد و در فرانسه درگذشت و در ایران دفن شد. برادر دیگرش ابوالفتح، در سال ۱۳۷۱ شمسی از دنیا رفت. پروین و همه برادرانش بر اثر توجه پدرشان، از علم و دانش برخوردار بودند.
تحصیلات پروین اعتصامی
معلم اصلی پروین، پدرش بود. پروین در خدمت پدرش ادبیات فارسی و عربی آموخت. علاوهبر دانشآموزی از پدرش، وی در یک مدرسه آمریکایی (IRAN BETHEL) هم تحصیل نمود و بنابراین بر زبان انگلیسی هم بهطور کامل تسلط داشت.
وی در سال ۱۳۰۳ شمسی از آن جا فارغ التحصیل شد و سپس مدتی در همان مدرسه به تدریس زبان و ادبیات انگلیسی پرداخت.
در آن زمان علامه علیاکبر دهخدا و ملکالشعرای بهار، در خانه پدر پروین جلسه شعر داشتند و به این شکل پروین از محضر آنها بهره میبرد.
ازدواج پروین اعتصامی
پروین در ۱۹ تیر ماه سال ۱۳۱۳ شمسی، با پسرعموی پدرش فضلالله همایونفال ازدواج کرد، اما این ازدواج موفق نبود؛ همسر پروین مدام در شبنشینی و شرابخواری و قمار کردن بود و پروین که در خانهای علمی و ادبی پرورش یافته بود با شرایط جدید سازگاری نداشت.
همسر پروین در هنگام ازدواجشان، رئیس شهربانی کرمان بود و اشکال این مسئله در این بود که روحیه و اخلاق نظامی وی، با روح لطیف و آزاد پروین همخوانی نداشت و هر یک طرز تفکر متفاوتی از دیگری داشتند. به هر حال پروین چهار ماه پس از ازدواج به همراه همسرش به کرمان رفت و سرانجام با بخشیدن مهریهاش، پس از دو ماه زندگی مشترک در مردادماه ۱۳۱۴ شمسی از همسرش جدا شد.
پروین راجع به دوران ازدواج خود فقط سه بیت شعر سروده است.
ای گل، تو ز جمعیت گلزار، چه دیدی
جز سرزنش و بدسری خار، چه دیدی
ای لعل دلافروز، تو با اینهمه پرتو
جز مشتری سفله، به بازار چه دیدی
رفتی به چمن، لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس، ای مرغ گرفتار، چه دیدی
نسبت پروین و سیاست
همنشینی پروین با اهل فضل و سیاست و سرشناسانی همچون ملکالشعرای بهار و علامه دهخدا، بیتردید ورای ادبآموزی و شاعرانگی، نگرشی سیاسی نیز در وی ایجاد کرده بود و پروین از همان کودکی و نوجوانی و جوانی، با فهم والایی از جامعه و فرهنگ و سیاست به وقایع اجتماعی و سیاسی جامعه نگریسته بود.
پروین اعتصامی در اوج شهرت، مدالی را که رضاشاه برایش فرستاده بود، نپذیرفت و گفت من که شعری در مدح رضا شاه نسرودهام.
پروین در ۳۰ سالگی موردتوجه دربار پهلوی قرار گرفت، اما از قبول «نشان لیاقت» دربار پهلوی امتناع کرد.
این بانوی شاعر تبریزی، به پیشنهاد رضاشاه برای تدریس ولیعهد و اقامت در کاخ سعدآباد برای آموزش تاریخ ایران به رضاشاه نیز پاسخ منفی داده بود.
پروین در سال ۱۳۱۵ شمسی، در زمان ریاست دکتر عیسی صدیق بر دانشسرای عالی، کارمند کتابخانه دانشسرای عالی شد و در سال ۱۳۱۶ شمسی که محمدرضا پهلوی از این کتابخانه دیدن کرد، وی معاون کتابخانه بود. وی دعوت رضا شاه را برای معلمی ملکه نپذیرفت.
بهنظر میرسد که دولت رضاشاه از پروین چندان خشنود نبوده است، چنانکه تکریم و تقدیر بی سروصدای دولت وقت از پروین از سطح اعطای نشان درجه سوم علمی به او فراتر نرفت و پروین نیز آن نشان را که توهین به خود میدانست، به شهادت برادرش، پس فرستاد.
پس از درگذشت پروین نیز مراسم رسمی دولتی به مناسبت وفات و در بزرگداشت وی برپا نشد و مدیر کانون بانوان نیز، بهسبب برخی محظورات و ملاحظات، برای برگزاری مجلس یادبود پروین در آن کانون اقدامی نکرد.
از پاسخ محرمانه فرمانداری قم در تاریخ هجدهم فروردین ۱۳۲۰ به تلگراف رمز وزارت کشور در باب «موضوع حمل جنازه دختر اعتصام الملک» تلویحاً میتوان دانست که دستگاه امنیتی رضاشاه نسبت به او حساسیت داشته است.
از مجموع گزارشهای کسانی که پروین را از نزدیک دیده و یا با او سابقه دوستی و آشنایی داشتهاند، چنین معلوم میشود که وی زنی باوقار و متین و کمسخن و صاحب عزت نفس و مناعت طبع بوده و صداقت و صراحت و تواضع و پاکی طینت و عقیده و خوشرفتاری و پاکدامنی را همراه با گوشهگیری و بیعلاقگی به حضور در محافل و مجامع در وجود خویش جمع داشته است.
نگاه رهبر انقلاب به اشعار اختر چرخ ادب
«مشهورترین بانوی شعر فارسی» در کلام رهبر معظم انقلاب هم جایگاه ویژهای دارد و مورد توجه ایشان است. حضرت آیتالله خامنهای در مواردی حتی به شعر پروین اشاره داشتهاند، از جمله شعر.
هر بلائی کز تو آید نعمتی است
هر که را رنجی دهی آن راحتی است
زان به تاریکی گذاری بنده را
تا ببیند آن رخ تابنده را
تیشه زان بر هر رگ و بندم زنند
تا که با مهر تو پیوندم زنند
به نظر میرسد این ابیات یکی از ابیات مورد علاقه رهبر انقلاب است و در سالهای اخیر در چند مقطع بدان استناد کردهاند.
ایشان در آخرین روز از هفته دفاع مقدس سال ۱۳۹۰ و در دیدار جمعی از جانبازان قطع نخاعی، با قرائت این شعر گفتند: «به این حالتی که به آن ابتلا پیدا کردهاید، با این دید نگاه کنید. وقتی که انسان در تاریکی قرار میگیرد، روشنائی و نور را بیشتر میبیند و حس میکند. در این رنجهاست که میشود خدا را از نزدیک دید؛ این مهم است.»
یک سال بعد در زلزله اهر، هریس و ورزقان و در جلسه پایانی بازدید از مناطق زلزلهزده آذربایجان شرقی، رهبر معظم بار دیگر ابیات مورد اشاره را قرائت کرده و فرمودند: «با این چشم باید به این بلایای طبیعی و غیرطبیعی نگاه کرد. میتوان از این بلیّاتی که پیش میآید، نردبانی برای عروج ساخت؛ پلکانی برای تعالی تدارک دید؛ سکوئی برای پرش فراهم کرد.»
رهبر انقلاب در تابستان ۱۳۹۳ مورد عمل جراحی قرار گرفتند و چند روزی را در بیمارستان بستری بودند. وقتی طیفهای متنوعی از هنرمندان و شاعران به عیادت ایشان رفته بودند، حضرت آیتالله خامنهای باز هم به شعر یادشده اشاره کردند و پس از قرائت آن از حاضران پرسیدند «این شعر برای چه کسی باشد خوب است؟» و خود در ادامه فرمودند: «پروین اعتصامی. پروین اعتصامی که سعی میشود چهره پوشانده شود! برخی عنوان «شاعر نخود و لوبیا» را برای او مطرح میکنند، برای اینکه فروغ فرخزاد را در برابر پروین بالا ببرند، میخواستند او را خرد کنند، حالا من نظر نامناسبی درباره فروغ ندارم، بهنظرم میآید این آخریها وضعش بد نبوده انشاءالله، اما او را سر پروین اعتصامی میزدند، در حالی که رتبه شعری پروین بالاست.»
پروین؛ فراتر از یک شاعر و در مقام یک مصلح اجتماعی
پروین اعتصامی با اندیشهای که در شعرهای خود داشت هنوز هم سرشار از مضامین اجتماعی بود و این، محمدرضا شفیعی کدکنی است که در کتاب با چراغ و آینه، درباره پروین میگوید که پروین اعتصامی با کمترین عمر و کمترین مجال برای شعر گفتن، بیشترین توفیق ممکن را در زبان فارسی، از آن خویش کرده و از این بابت، هیچکدام از بزرگان قرن حاضر و حتی قرون گذشته بعد از حافظ، به پای او نمیرسند.
موضعمندی پروین اعتصامی در مقامی فراتر از یک شاعر، بسیار گرانبها است؛ او نسبتبه مردم دغدغهمند است و به هیچ عنوان بیتفاوت نیست؛ حکمت و اندیشه را در اشعار خود بیان کرده است؛ پشتوانه علمی و مذهبی او، در اشعارش آشکار است؛ عدالتخواهی و مبارزه با درد و فقر هم در اشعار او دیده میشود.
شعر پروین را نمیتوان خالی از وجه اجتماعی دانست. او از کنار مردم و روزگار خویش بیاعتنا نمیگذرد. ظلمستیزی و درگیری با بیداد شاخصه اصلی شعر اوست.
تقارن زندگی پروین با دوران اختناق باعث شده بود که این وجه را کمی پوشیده و پنهان ارائه کند. درست است که او گاهی به طور آشکار، ظالمان را مورد خطاب قرار میدهد اما با استفاده از دانشهای تاریخی به ظاهر این امر را متوجه گذشته میکند.
پروین اعتصامی شاعری اخلاقگرا و آموزنده است. البته شعر او را میتوان از منظر نقد اجتماعی نیز بررسی کرد. اگرچه اشعار پروین بهطور مستقیم به مسائل سیاسی و اجتماعی نمیپردازد، اما او در آثارش انتقادهایی به فقر، ظلم، ستم، فاصله طبقاتی و ریاکاری دارد. این انتقادها بهشکلی ساده و صمیمی بیان شدهاند و در ۱۰۰ سال اخیر در شکلگیری ذهنیت اخلاقی نسلهای مختلف ایرانیان تأثیرگذار بودهاند، بهطوریکه بسیاری از مردم در دوران کودکی و نوجوانی با اشعار پروین نخستین درک اجتماعی خود را پیدا کردهاند.
شعرهایی همچون «اشک یتیم»، «مست و هشیار»، «شکایت پیرزن» از اینگونه اشعار پروین اعتصامی هستند که وجهه اجتماعی دارند.
از سوی دیگر، شعر پروین، شعری تعلیمی است که برای آموزش سروده میشود. بخش عمده شعر پروین به اندیشههای اخلاقی او اختصاص دارد و شاعر به پند و اندرز میپردازد. برخی معتقدند نظام اخلاقی شعر پروین به سرودههای سعدی شباهت دارد. در هر صورت به هر کجای دیوان او که نگاه کنیم اثری از این نظام اخلاقی مشاهده میکنیم.
پروین در روزگار محدودیت زن زندگی میکرد و در آن دوره زنان اجازه فعالیت اجتماعی نداشتند. جایی برای کسب علوم و هنر در اختیارشان نبود و زمانه، زمانه فقر فرهنگی زنان بود.
پروین در این زمانه سربرآورده بود و در شعرهایش گاهی زنان را تشویق به کسب علوم و رها شدن ازین وضعیت میکرد.
بِه که هر دختر بداند قدر علم آموختن
تا نگوید کس پسر هشیار و دختر کودن است
مهدی اخوان ثالث در کتاب «از این اوستا» درباره پروین اعتصامی چنین میگوید که از جمله دلایل عزیز و ارجمند بودن پروین اعتصامی مثلا همین است که این آزاده زن بزرگوار با آن همه شعر دوجاست که از خودش حرف زده و «من شخصی و خصوصی» او از پس پشت شعرش خود مینماید و جلوه میکند و تازه در آن یک دو وجه هم امری روحی و بشری و از جمله عمومیات عواطف آدمی درمیان بوده، عواطف مشترک همگان؛ مثلا مرثیه ای برای پدرش گفته یا لوحی برای مزارش.
مرگ مشکوک پروین
پروین در شانزدهمین روز بهار سال ۱۳۲۰ شمسی (۴ آوریل ۱۹۴۱ میلادی) در ۳۵ سالگی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه از دنیا رفت و آرامگاه پروین در حرم حضرت معصومه (س) و در گورستان خانوادگی اوست.
در همایش «کارنامه صد سال شعر زنان فارسیسرا»، محمدرضا سنگری ـ پژوهشگر و استاد دانشگاه ـ این موضوع را مطرح کرد که پروین اعتصامی بر اثر ابتلا به بیماری حصبه از دنیا نرفته و دستگاه حاکم رضاشاه، این شاعر را به قتل رسانده است. او پروین را یکی از شهیدان شعر فارسی لقب داد و گفت: پروین در سن ۲۹ سالگی دیوانی چاپ کرد و شعرهایش حساسیتهای زیادی را برانگیخت. پروین حتی دست رد به دربار زد و شعری گفت و به رضاشاه انتقاد کرد. همان زمان این بحث مطرح شد که پروین به قتل رسیده است؛ اما نگذاشتند این موضوع بسط پیدا کند؛ ولی به نظر میرسد که پروین به قتل رسیده باشد.
این بانوی شاعر تبریزی، شعری را در آخر دیوانش آورده که به مناسبت مرگش سروده و آن را بنا بر وصیت وی، بر روی سنگ مزارش حک کردهاند.
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
گرچه جز تلخی از ایام ندید
هرچه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بیدوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد
هرکه را چشم حقیقتبین است
هرکه باشی و به هرجا برسی
آخرین منزل هستی این است
آدمی هرچه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهانکردن
دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آنکس که در این محنتگاه
خاطری را سبب تسکین است
دوستان و علاقهمندان پروین بهمناسبت نخستین سالگرد درگذشت او در فروردین ۱۳۲۱، که سلطه رضاشاه بر کشور پایان یافته بود، مجلس یادبودی برای وی برپا کردند، و با سرودن اشعار نسبت به سکوت و بیمهری دوران استبداد در حق پروین واکنش نشان دادند. از جمله اشعاری که در نخستین سالگرد درگذشت پروین سروده شد، شعری بود به زبان عربی از عالم و شاعر نجفی ایرانیتبار، سید محمد جمال هاشمی (متوفی ۱۳۹۷) که آن را در مجله الثقافه مصر منتشر کرد. این شعر در شعراء الغریّ و نیز در مجموعه مقالات همراه با ترجمه آمده و حاکی از شهرت پروین در همان زمان حیاتش در خارج از مرزهای ایران است.
انتهای پیام/
دیدگاهتان را بنویسید