دریافت
۲۴ MB
به گزارش خبرنگار مهر، سم شپارد نمایشنامهنویس، بازیگر و فیلمنامهنویس آمریکایی بود که «کودک دفنشده»، «غرب واقعی»، «نفرین طبقه گرسنه»، «خدای دوزخ» و «وقتی دنیا سبز بود» برخی از مشهورترین آثار او هستند که بارها در کشورهای مختلف اجرا شدهاند.
بسیاری او را میراثدار برخی ستونهای ادبیات نمایشی مانند هنریک ایبسن، تنسی ویلیامز و یوجین اونیل میدانند اما وجه تمایز او ایجاد معدلی جذاب از واقعیت و انتزاع است. شپارد از طریق ایجاد یک لحظه واقعی که با عاطفهای عمیق و درونی همنشین شده است، از فاصله عینیت و ذهنیت در پرداخت شخصیتها میکاهد.
ایوب آقاخانی نویسنده و کارگردان تئاتر در راستای معرفی ادبیات جهان به مخاطبان و علاقهمندان تئاتر و نمایشهای رادیویی، نمایش رادیویی «مزرعه بلال» را با اقتباس از نمایشنامه «کودک دفنشده» سم شپارد اجرا کرده که در پنج قسمت از صدای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است.
در این نمایش رادیویی اقتباس و تنظیم برای رادیو توسط ایوب آقاخانی انجام شده است.
بازیگران چهارمین قسمت «مزرعه بلال» عبارتند از علیاصغر دریایی، بهناز بستاندوست، مهدی نمینیمقدم، محمدرضا قلمبر، مهرداد عشقیان، احمد هاشمی و شقایق خاکیپور.
سردبیری و کارگردانی این اثر را ایوب آقاخانی به عهده داشته است.
دیگر عوامل نمایش عبارتند از افکتور: نازنین حسنپور، صدابردار: فرزاد شریفی، تهیهکننده: ژاله محمدعلی.
در خلاصه این قسمت خواهیم شنید:
پس از خروج وینس از خانه، دوگی چشمهایش را میبندد و شلی وتیلدن با هم تنها میشوند و شروع به صحبت میکنند. در میانه حرفهایشان تیلدن پرده از رازی بزرگ بر میدارد و میگوید که دوگی سالها پیش کودکی داشته که آن را غرق کرده و در جایی نامعلوم به خاک سپرده است.
شلی از شنیدن حرفهای تیلدن به وحشت در میآید و دوگی که معلوم نیست خواب بوده است یا بیدار تیلدن را صدا میزند و از او میخواهد تا دیگر صحبت نکند. در همین حین برادلی وارد خانه میشود و به شکلی غیرطبیعی و نامحترمانه با شلی صحبت میکند و میگوید که روزگاری این تیلدنِ آسیب دیده عضو تیم فوتبال بوده است، این دوگی پیر و بیمار جوانی رعنا بوده است و این مزرعه سرسبز و پرمحصول.
فردای آن روز شلی برای دوگی سوپی میپزد و دوگی از خوردن آن امتناع میکند. وینس هنوز به خانه بازنگشته است و دوگی میگوید که او هرگز باز نخواهد گشت اما شلی مطمئن است که وینس به زودی باز میگردد. شلی که عکسهای اتاق طبقه بالا را دیده است از دوگی درباره گذشته این مزرعه و خانواده میپرسد و میگوید که در عکسی دیده است وقتی مزرعه سرسبز و آباد بود، همه اعضای خانواده کلاهی حصیری بر سر دارند بهجز یک کودک که زنی مو قرمز با بیمیلی او را در آغوش گرفته است.
دوگی میگوید که او چیزی از گذشته این خانواده نمیداند و حق ندارد تا قضاوتی بکند. در همین حال عدهای به سمت خانه میآیند و دوگی هراسان و مشوش از شلی میخواهد تا او را تنها نگذارد.
آیا تیلدن درباره بچه دفن شده راست میگوید؟ چرا دوگی باید فرزندش را دفن کند؟ چرا وینس به رغم قولش هنوز بازنگشته؟ چه بلایی بر سر این خانواده آمده است؟
باهم قسمت چهارم از نمایش رادیویی «مزرعه بلال» را با مدت زمان ۲۶ دقیقه و ۳۸ ثانیه بشنویم.
دیدگاهتان را بنویسید