به گزارش خبرگزاری تسنیم، دکتر حسن بابایی، معاون رئیس قوه قضاییه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در یادداشت اختصاصی که در اختیار تسنیم قرار داده، به مناسبت دومین سالگرد شهادت آیتالله سید ابراهیم رئیسی، نوشت:
به مناسبت فرا رسیدن سالروز شهادت خادمالرضا، آیتالله سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور فقید ایران، این یادداشت با هدف بازگویی ابعاد نادر و ماندگار شخصیت ایشان در عرصههای مدیریتی، جهادی و مردمی نگاشته شده است. پیشتر، در تدوین کتاب «کلام عدل» که به گردآوری دیدگاههای قضایی، اجتماعی و فرهنگی ایشان انجامید، از نزدیک شاهد ژرفاندیشی شهید رئیسی درباره مقوله عدالت و نظم حقوقی بودیم. اکنون با تبیین برخی ویژگیهایی این رئیسجمهور فقید می پردازیم که ایشان را الگویی ماندگار در تاریخ حکمرانی ایران بدل ساخته است؛ الگویی که میتواند برای نسلهای آینده مدیران، چراغ راه باشد.
۱. مدیریت مکتبمحور؛ از نظریه تا عمل
شهید رئیسی مدیریت بدون پشتوانه معرفتی را تهی از معنویت و کارآمدی میدانست. در اندیشه ایشان، حکمرانی صرفاً یک مهارت اجرایی نبود، بلکه ریشه در مکتب فقهی‑سیاسی امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب(ره) داشت. این نگاه، مدیریت را به یک تکلیف شرعی‑انقلابی بدل میکرد که در آن، کارآمدی بدون عدالت، کالبدی بیجان محسوب میشود. در دوران تصدی قوه قضائیه و سپس دولت، ایشان دو رکن شفافیت و پاسخگویی را بنمایه حاکمیت قانون قرار داد. از منظر جامعهشناختی، نظم اجتماعی پایدار را تنها در سایه اجرای بیطرفانه مقررات و بازتولید اعتماد عمومی ممکن میدانست. به باور ایشان، هرگونه خروج از عدالت رویهای، سرمایه اجتماعی نظام را تحلیل میبرد. از این رو، مدیریت مکتبمحور در عمل به معنای نهادینهسازی اخلاق حرفهای در تمام سطوح اداری بود.
۲. مدیریت جهادی؛ نه شعار، بلکه رویه
مدیریت جهادی در قاموس شهید رئیسی، عبور از بروکراسی ایستا و ورود به میدان عمل بود. ایشان بر این باور بود که کارگزار انقلابی نباید پشت میز بنشیند، بلکه باید با پایش مستمر میدانی، گرههای کور اجرایی را بگشاید. سفرهای استانی بدون تشریفات، حضور شبانهروزی در مناطق محروم، تجلی عینی این رویکرد بودند. در دوران ریاست قوه قضائیه، با طرح هر مسجد یک حقوقدان پلی میان نهادهای رسمی قضایی و بافت غیررسمی جامعه زد و عدالت را از انحصار دفاتر بیرون کشید. این همان پیوند نظریه و عمل است که بسیاری از مدیران از تحقق آن عاجزند. مدیریت جهادی در نگاه ایشان، نه یک شعار تبلیغاتی، بلکه نظمی هنجاری بود که در زیستبوم اداری ایران جاری میشود. روحیه جهادی یعنی گرهگشایی از امور مردم با کمترین هزینه و بیشترین صمیمیت. ایشان بارها میفرمود: مدیر انقلابی کسی است که از دل مردم برخاسته و برای مردم میتپد.
۳. مردمداری؛ نه شعاری، بلکه نظم حقوقی مشارکتی
از زاویه حقوقی، شهید رئیسی مردم را نه رعیت، بلکه منبع مشروعیت نظام و شریک در حاکمیت میدانست. در کتاب کلام عدل به روشنی آمده که ایشان با استناد به اصل هشتم قانون اساسی (امر به معروف و نهی از منکر)، نهادهای مدنی و رسانههای نظارتی را ابزاری برای اصلاح ساختارهای معیوب میشمرد. باور داشت: هیچ پروژه اقتصادی بدون رضایت مردمی پایدار نیست؛ رضایت مردم از مسیر شفافیت و عدالت توزیعی میگذرد. این نگاه، مردمداری را از یک شعار عاطفی به یک سازوکار مشارکتی‑حقوقی بدل ساخت که در آن شهروندان نه مخاطبان منفعل، بلکه ناظران فعال کارآمدی حکمرانی هستند. در نظریه حکمرانی ایشان، رضایت عمومی به عنوان یک شاخص عینی و سنجشپذیر تعریف میشد. بدین ترتیب، هر تصمیم مدیریتی باید با معیار، اثر آن بر اعتماد مردم محک میخورد.
۴. عدالت در کانون سیاستگذاری؛ روایت یک دغدغه همیشگی
کتاب «کلام عدل» نشان میدهد که عدالت برای شهید رئیسی نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه ملاک ارزیابی همه سیاستهای قضایی، اجتماعی و فرهنگی بود. در مبارزه با فساد، شاخصهای عددی را کافی نمیدانست و بر تغییر نگرش سیستمی تأکید داشت. از برجستهترین نگاههای ایشان، عدالت میاننسلی در توزیع ثروتهای ملی (نظیر نفت و زمین) بود. چنین گفتمانی، عدالت را از حوزه شعائر به عرصه سیاستگذاری عینی و آیندهنگر کشاند. به باور ایشان، عدالت یعنی دیده شدن حق هر صاحب حقی؛ و این دیده شدن نیازمند سامانههای شفاف و پاسخگو است. از نظر جامعهشناختی، عدالت توزیعی بدون عدالت رویهای امکانپذیر نیست. شهید رئیسی هر دو را توأمان دنبال میکرد.
۵. میراث ماندگار برای نسل مدیران آینده
شهید رئیسی با قامتی استوار و دلی مالامال از عشق به مردم و انقلاب، راهی جز خدمت بیچشمداشت نپیمود. امروز، آن روزهای پرتلاش به خاطره پیوسته، اما مسیر ناتمام ایشان با قوت بیشتری ادامه مییابد. همانگونه که در زمان حیات همواره دغدغه خدمت به ویژه برای محرومان داشتند، اکنون نیز مدیریت جهادی و عدالتمحوری به مثابه میراثی عملیاتی و نظری از ایشان، پیش روی نسل آینده مدیران ایران باقی مانده است.
ایشان به اثبات رساند که میتوان بدون حاشیه، صادقانه و کارآمد برای مردم زیست و در نهایت در راه خدمت به درجه رفیع شهادت نائل آمد. این میراث، تنها یک مجموعه از تکنیکهای مدیریتی نیست، بلکه یک مکتب انسانساز است؛ مکتبی که خدمت بیمنت و عدالت خواهی خستگیناپذیر را به عنوان ارزشهای محوری حکمرانی تعریف میکند. مدیران اجرایی ایران، اگر این دو گوهر را از دست ندهند، میتوانند نظام اداری را به کارگاه تحول و پیشرفت بدل کنند. روح شهید رئیسی شاد و یادش تا همیشه تاریخ بر تارک انقلاب اسلامی ایران جاودان باد.
انتهای پیام/
ساختمان تجاری ناایمن در شهریار پلمب شد/شهرداری مکلف به پیگیری اصلاحات










دیدگاهتان را بنویسید