×
×

پدرو آلمادوار: اروپا هرگز نباید تابع ترامپ باشد

  • کد نوشته: 203855
  • ۳۱ اردیبهشت
  • 8 بازدید
  • ۰
  • پدرو آلمادوار در جشنواره کن در حالی که با سنجاق سینه حمایت از فلسطین حاضر شد، تاکید کرد که اروپا هرگز نباید تابع ترامپ باشد.

    پدرو آلمادوار: اروپا هرگز نباید تابع ترامپ باشد

    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ورایتی، پدرو آلمادوار در کنفرانس مطبوعاتی کن ۲۰۲۶ که برای فیلم جدیدش «کریسمس تلخ» برگزار شد، اعلام کرد اروپا هرگز نباید تابع ترامپ باشد. این سخنان وی با تشویق پرشور مطبوعات بین‌المللی حاضر در سالن مواجه شد.

    این کارگردان همچنین درباره نگرانی‌ از سانسور با توجه به آنچه در آمریکای تحت ریاست جمهوری ترامپ می‌گذرد و آنچه در فرانسه صحبت‌های رئیس کانال پلاس به پا کرده صحبت کرد. رئیس کانال پلاس به تازگی تهدید کرد هنرمندانی که نامه سرگشاده‌ای را علیه سهامدار اصلی این شرکت امضا کرده‌اند، در لیست سیاه قرار خواهد داد.

    آلمادوار در این مورد گفت: این موضوع ما را بسیار تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    وی از هنرمندان خواست تسلیم چنین ترس‌هایی نشوند و گفت: من نمی‌خواهم کسی را قضاوت کنم، اما فکر می‌کنم هنرمندان باید در مورد وضعیتی که در جامعه معاصر در آن زندگی می‌کنند صحبت کنند. این یک وظیفه اخلاقی است. سکوت و ترس نشانه‌ای از وخامت اوضاع است. این نشانه‌ای جدی از فروپاشی دموکراسی است. برعکس، خالقان آثار باید حرف بزنند. بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد این است که سکوت کنند یا سانسور شوند. ما وظیفه اخلاقی داریم که حرف بزنیم.

    آلمادوار از هنرمندان خواست به عنوان سپری در برابر این دیوانگی عمل کنند.

    پیش از جشنواره، این کارگردان از اسکار به خاطر بی‌طرفی آشکارش در مسایل مربوط به ترامپ انتقاد کرده بود.

    آلمادوار چند روز پیش و قبل از حضور در کن، در مصاحبه با لس‌آنجلس تایمز گفته بود: من واقعا کسی را به طور خاص سرزنش نمی‌کنم اما تماشای پخش تلویزیونی اسکار که در آن اعتراض چندانی علیه جنگ یا علیه ترامپ وجود نداشت، بسیار قابل توجه بود. شاید او تنها نبود اما تنها مثال واقعی که به یاد دارم از یک اروپایی، یکی از دوستانم، خاویر باردم، بود که مستقیم گفت «فلسطین را آزاد کنید».

    این کارگردان در ادامه گفته بود: آمریکا در حال حاضر یک دموکراسی نیست. برخی می‌گویند شاید یک دموکراسی ناقص باشد، اما من واقعا فکر نمی‌کنم آمریکا در حال حاضر یک دموکراسی باشد. نکته‌ دلخراش و طعنه‌آمیز این است که دموکراسی، از طریق مکانیسم رأی‌گیری مناسب و درست، به این نوع رژیم تمامیت‌خواه منجر شده است. و این هم یک پارادوکس است و هم فوق‌العاده غم‌انگیز.

    حمله علنی آلمادوار به ترامپ تازگی ندارد و وی سال ۲۰۲۵ هنگام دریافت جایزه چاپلین در مرکز لینکلن در شهر نیویورک، با اشاره به ترامپ گفت آمریکا «توسط یک مرجع خودشیفته اداره می‌شود که به حقوق بشر احترام نمی‌گذارد». او بعدا گفت که ترامپ به عنوان یک «فاجعه» به یاد خواهد ماند.

    وقتی لس‌آنجلس تایمز از او پرسید که آیا از اینکه صحبت کردن چه تاثیری بر حرفه‌اش می‌گذارد، می‌ترسد، پاسخ داد: به هیچ وجه.

    وی افزود: من ترس زیادی ندارم. به طور کلی در اسپانیا ما از مسائل همان طور که واقعا هستند یاد می‌کنیم و ترسی هم نداریم. ما دولتی داریم که مسائل غزه را نسل‌کشی نامیده و مردم اسپانیا به طور کلی از این که این جنگ‌ها را همان که هستند بنامند، نمی‌ترسند.

    او افزود که برایش راحت‌تر است که از اعتقاداتش صریح سخن بگوید زیرا خارج از هالیوود کار می‌کند.

    آخرین فیلم آلمادوار با عنوان «کریسمس تلخ» که برای اولین بار در کن به نمایش درآمد، با تشویق ایستاده ۶.۵ دقیقه‌ای تماشاگران روبه‌رو شد. این فیلم هشتمین فیلم او در بخش رقابتی کن است. «همه چیز درباره مادرم» در سال ۱۹۹۹ جایزه بهترین کارگردانی را برای او به ارمغان آورد، در حالی که «بازگشت» در سال ۲۰۰۶ جایزه بهترین فیلمنامه را برای او کسب کرد.

    منتقدان چه گفتند

    از «کریسمس تلخ» به عنوان یک داستان عمیق درون‌گرایانه یاد شده که یک درام لایه‌لایه و دارای بار احساسی است که غم و اندوه، فرسودگی هنری و تلاش برای کشف مجدد معنا را در زندگی بعدی بررسی می‌کند.

    این فیلم درباره رائول، فیلمساز مشهوری با بازی لئوناردو اسباراگلیا است که پنج سال است فیلمی را کارگردانی نکرده و به دلیل خستگی خلاقانه خود را فلج می‌بیند. هنگامی که یکی از نزدیکان او با یک تراژدی مواجه می‌شود، او درد را به ماده‌ای برای فیلمنامه جدیدش بدل می‌کند و فیلمی با محوریت السا، کارگردانی که زندگی او به طور فزاینده‌ای منعکس کننده زندگی رائول است، خلق می‌کند.

    آلمادوار با تلفیق داستان در داستان، روایتی پیچ و خم مانند در مورد حافظه، سوگواری و اختراع مجدد می‌سازد.

    هر چند دارن پارکس در «ریویو رادیو» ابراز امیدواری کرده تا این فیلم نخل طلا را سرانجام از آن این کارگردان اسپانیایی کند، پیتر بردشاو با یان نظر چندان موافق نیست.

    این منتقد در گاردین به این فیلم ۳ ستاره از ۵ ستاره داده و از آن به عنوان یک فیلم کاملا شخصی یاد کرده که حول ایده‌هایی مانند غم و اندوه، از دست دادن، خون‌آشام بودن هنر و خیانت در ساخت شخصیت‌های داستانی بر اساس افراد واقعی می‌چرخد و در نهایت آن را یک ملودرام نوآر پیچیده، کمی درهم، تقریباً سورئالیستی مدرنیستی یا تله‌نوولایی با پایان باز از نوعی که او معمولاً ارائه می‌کند، خوانده است. وی افزوده است: اعتراف می‌کنم که این فیلم برای من چندان تاثیرگذار نبود.

    اخبار مشابه:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *