×
×

از توافق هسته‌ای تا توافق احتمالی جدید؛ آیا ترامپ به چارچوب برجام راضی شده است؟

  • کد نوشته: 206459
  • ۸ خرداد
  • 7 بازدید
  • ۰
  • دونالد ترامپ با عبور از مواضع سخت‌گیرانه گذشته، در حالی از دستیابی به توافق با ایران یا وقوع جنگی ویرانگر سخن می‌گوید که مقایسه خواسته‌های کنونی او با برجام، شباهت‌های قابل توجهی را نشان می‌دهد؛ توافقی که ترامپ به شکل مداوم به آن حمله می‌کند.

    از توافق هسته‌ای تا توافق احتمالی جدید؛ آیا ترامپ به چارچوب برجام راضی شده است؟

    به گزارش اقتصادآنلاین، از هفت سال پیش تاکنون، یعنی زمانی که دونالد ترامپ برای اولین بار وارد کاخ سفید شد، برجام مورد انتقاد و حمله او و طرفدارانش قرار گرفت.

    ترامپ حالا در جریان مذاکرات پس از جنگ با ایران، بار دیگر ادعا‌هایی علیه توافق هسته‌ای مطرح کرده است؛ از جمله اینکه ایران میلیارد‌ها دلار پول دریافت کرد و در ازای آن هیچ امتیاز قابل توجهی نداد.

    اما واقعیت چیست؟ توافق هسته‌ای چه تفاوتی با مذاکرات فعلی ایران و آمریکا داشت و ایران در چارچوب آن چه امتیاز‌هایی به دست آورد؟ آیا آنچه ترامپ در پی آن است فراتر از توافق هسته‌ای است یا او صرفا با ادعا‌های بی‌مبنا تلاش دارد تا دستاورد‌های حداقلی خود را بهتر از برجام جا بزند؟

    افسانه ۱۵۰ میلیارد دلاری و واقعیت‌های مالی پساجنگ

    یکی از ترجیع‌بند‌های همیشگی ترامپ در حمله به برجام، ادعای پرداخت ۱۵۰ میلیارد دلار به همراه ۱.۸ میلیارد دلار پول نقد از سوی دولت اوباما به ایران است. او بار‌ها با ادبیاتی تهاجمی مدعی شده که آمریکا برای حصول این توافق این مبالغ نجومی را به تهران هدیه داده است. اما بررسی اسناد و اظهارات مقامات وقت نشان می‌دهد که این روایت با واقعیت فاصله دارد.

    این منابع، در حقیقت دارایی‌های بلوکه‌شده خود ایران، عمدتاً از محل فروش نفت بودند که به دلیل تحریم‌ها در بانک‌های خارجی مسدود شده بودند. باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در همان مقطع صراحتاً در مصاحبه با نیویورک‌تایمز اعلام کرد که این پول بادآورده نیست، بلکه پول‌های خود ایران است که صرفاً به علت تحریم‌های بین‌المللی مسدود شده است.

    حتی در مورد رقم این دارایی‌ها نیز اختلافات فاحشی وجود دارد. جک لو، وزیر خزانه‌داری دولت اوباما این رقم را ۵۶ میلیارد دلار دانست، در حالی که ولی‌الله سیف، رئیس وقت کل بانک مرکزی ایران، رقم دارایی‌های آزادشده را تنها ۲۹ میلیارد دلار اعلام کرد و توضیح داد که ۲۳ میلیارد دلار از این مبلغ متعلق به بانک مرکزی و ۶ میلیارد دلار درآمد نفتی دولت بوده است.

    محمدباقر نوبخت، سخنگوی وقت دولت نیز ارقامی افزون بر ۱۰۰ میلیارد دلار را مطرح کرده بود، اما گزارش‌های نهادهایی، چون بانک جهانی نشان می‌دهد که مجموع منابع آزادشده ایران در پسابرجام حدود ۴۰ میلیارد دلار بوده است.

    ماجرای ۱.۸ میلیارد دلار پول نقد نیز به تسویه حساب قرارداد‌های نظامی پیش از انقلاب بازمی‌گشت که آمریکا به همراه سود آن به ایران مسترد کرد. اما حتی در ازای این پول نیز چند زندانی دوتابیعتی ایرانی-آمریکایی از زندان‌های ایران آزاد و به آمریکا تحویل داده شدند.

    در مقابل، اما اکنون در تفاهم‌ اولیه و شکننده‌ای که برای پایان دادن به یک جنگ مطرح می‌شود، صحبت از آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران است. رقمی که فقط در ازای تفاهم اولیه آزاد می‌شود و ایران خواستار آزادسازی همه دارایی‌ها در جریان مذاکرات بعدی شده است.

    پرونده غنی‌سازی؛ از مبادله پرسود کیک زرد تا معمای اورانیوم ۶۰ درصدی

    محور دیگر مذاکرات وضعیت برنامه غنی‌سازی ایران است. به گزارش اقتصادآنلاین، به استناد برجام، ایران پذیرفت که سطح غنی‌سازی خود را به مدت ۱۵ سال در حد ۳.۶۷ درصد حفظ کند و ذخایر مازاد بر ۳۰۰ کیلوگرم خود را یا رقیق کرده و یا در بازار‌های بین‌المللی به فروش برساند.

    براساس گفته‌های علی‌اکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، ایران در ازای تحویل حدود ۱۱ تن اورانیوم غنی‌شده به روسیه، بیش از ۲۰۰ تن کیک زرد دریافت کرد. به گفته بهروز کمالوندی، این معامله با توجه به نوسانات قیمت جهانی اورانیوم، کاملاً به نفع ایران تمام شد.

    در مقابل رآکتور اراک با خروج کالندریا تغییر ماهیت داد و سایت فردو نیز به مرکز تحقیق و تولید ایزوتوپ‌های پایدار تبدیل شد. اما امروز، مختصات میز مذاکره کاملاً دگرگون شده است. ترامپی که برجام را توافقی خسارت بار می‌خواند، اکنون با ایرانی مواجه است که حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار دارد. آمریکا خواستار توقف ۲۰ ساله غنی‌سازی، تحویل این ذخایر حساس و تعهد قطعی به عدم ساخت بمب است؛ شروطی که تهران تاکنون زیر بار پذیرش آنها نرفته است.

    جالب اینجاست که ترامپ، همان کسی که برجام را پاره کرد تا محدودیت‌های دائمی بر ایران اعمال کند، در آخرین اظهارنظر‌های خود از موضع سرسختانه پیشین کوتاه آمده و انعطاف نشان داده است. او اخیراً اعلام کرده که حاضر است به جای خروج این مواد از کشور، اورانیوم‌های غنی‌شده در داخل خاک ایران و زیر نظر دقیق نهاد‌های بین‌المللی منهدم شوند. موضعی که نشان می‌دهد واشنگتن عملاً به پذیرش چارچوب‌هایی شبیه به برجام، تن داده است.

    بهای جنگ در مقابل مذاکره

    نکته دیگر اینجاست که برجام بدون هزینه جنگ نظامی به دست آمد. توافق هسته‌ای، ماحصل حدود ۲۲ ماه مذاکرات نفس‌گیر، مستمر و فرسایشی میان ایران و شش قدرت جهانی (۵+۱) بود که در نهایت توانست یکی از پیچیده‌ترین بحران‌های بین‌المللی را بدون شلیک حتی یک گلوله حل و فصل کند.

    در نقطه مقابل، ترامپ پس از جنگ ۴۰ روزه که باعث بحران‌های متعددی به ویژه در بازار انرژی جهانی شده است، چشم‌اندازی که در صورت عدم توافق ترسیم می‌کند، یک کابوس تمام‌عیار خواهد بود. تجربه درگیری‌های اخیر نشان داده است که یک جنگ ۴۰ روزه میان آمریکا، اسرائیل و ایران، تنها یک درگیری منطقه‌ای نخواهد ماند. بسته شدن تنگه استراتژیک هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، شلیک مستقیم به قلب اقتصاد بین‌الملل است که بحران بی‌سابقه‌ای در بازار انرژی ایجاد خواهد کرد.

    نکته دیگر اینکه در جریان سناریوی جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران، بمباران سه سایت اصلی هسته‌ای ایران توسط ایالات متحده، گرچه ضرباتی به زیرساخت‌ها وارد می‌کند، اما تجربه ثابت کرده است که دانش بومی هسته‌ای با بمباران از بین نمی‌رود.

    به نظر می‌رسد که رفتار امروز دونالد ترامپ، پارادوکسی آشکار از سیاست‌ورزی است. او که از توافق هسته‌ای خارج شد تا توافقی با مطالبات حداکثری به دست آورد، امروز پس از آزمودن جنگ و مواجهه با تبعات آن، گویی به این نتیجه رسیده است که مهار برنامه هسته‌ای ایران، راهی جز مسیر دیپلماسی ندارد. مسیری که مختصات آن، به طرز کنایه‌آمیزی، شبیه برجام سال ۱۳۹۴ است.

    اخبار مشابه:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *