×
×

مخاطب از دیدن این سریال تکراری خسته نمی‌شود؛ جادوی «مختارنامه» چیست؟

  • کد نوشته: 213334
  • ۳۱ خرداد
  • 6 بازدید
  • ۰
  • سریال «مختارنامه» به رغم پخش و تکرارهای بی‌شمارش پس از ۱۶ سال، هنوز هم مخاطبان بسیاری دارد اما باید دید رمز این موفقیت در چیست؟

    مخاطب از دیدن این سریال تکراری خسته نمی‌شود؛ جادوی «مختارنامه» چیست؟

    خبرگزاری مهر- گروه هنر- سجاد خیامی؛ سریال پرمخاطب و تحسین‌شده «مختارنامه» به کارگردانی داوود میرباقری بار دیگر از دوشنبه اول تیر روی آنتن شبکه آی‌فیلم می‌رود تا دست‌آویز همیشگی رسانه ملی در ماه‌های محرم و صفر باشد. در کنار انبوه انتقاداتی که برای پخش چندین باره این سریال و ناتوانی در ارائه یک اثر جایگزین پس از گذشت ۱۶ سال از نخستین پخش این مجموعه وجود دارد، آمارها نشان می‌دهد که این سریال مخاطبان خود را حفظ کرده و هرسال با فرارسیدن ماه محرم و پخش این اثر شمار بسیاری از دنبال‌کنندگان تلویزیون به تماشای دوباره «مختارنامه» می‌نشینند و بسیاری نیز که سنشان کمتر است، برای اولین بار با علاقه این مجموعه را دنبال می‌کنند. در این گزارش می‌کوشیم تا همراه با مروری بر این مجموعه، تلاش کنیم دریابیم که چه عاملی سبب می‌شود که مخاطبان پس از گذشت بیش از یک دهه از تماشای یک اثر خسته و دلزده نشوند.

    مخاطبی که از دیدن سریال تکراری خسته نمی‌شود؛ جادوی «مختارنامه» چیست؟

    فیلمنامه فنی و دیالوگ‌های خاص میرباقری

    «مختارنامه» اگرچه به ظاهر زندگانی مختار ثقفی و قیام او به خون‌خواهی امام حسین (ع) را به تصویر می‌کشد، در انتخاب زمان آغاز روایت بسیار هوشمندانه عمل کرده و به‌جای اینکه وقایع سریال را از جوانی و آغاز زندگی سیاسی مختار آغاز کند، سریال را از زخمی شدن امام حسن (ع) آغاز کرده است تا تماشاگر بتواند به خوبی حوادثی را که منجر به واقعه کربلا می‌شود، درک کند و او را با اطلاعات اضافه‌ای که در خدمت اتمسفر عاشورایی نیست، درگیر نکند. سریال با یک بحران آغاز می‌شود که مخاطب را به کنجکاوی و درگیری برای دانستن ادامه حوادث ناگزیر می‌کند.

    «مختارنامه» از یک سریال بیوگرافی فراتر می‌رود. میرباقری در این فیلمنامه به رغم پرداخت کامل به زندگی مختار ثقفی، اولا عاشورا و حوادث پیشین و پسین آن و ثانیا احوال سیاسی و اجتماعی قلمرو اسلامی را به خوبی روایت می‌کند. حضور شخصیت‌های عام و یا پرداختن به چگونگی اوضاع شهر کوفه و مردم آن در کنار اوضاع سیاسی‌اش، دریچه‌ای است که می‌کوشد تا مخاطب را با یک درک جامعه‌شناختی از کوفه قرن اول هجری آشنا کند. همچنین میرباقری برخلاف اثر پیشینیش «امام علی (ع)» به گونه‌ای فیلمنامه را نوشته است که عموما هر قسمت در موقعیتی ملتهب به پایان می‌رسد؛ اقدامی که چون زنجیری سبب می‌شود تماشاگر از سریال دست نکشد.

    زبان متن و چگونگی نگارش دیالوگ‌ها، مهارت ویژه میرباقری در خلق آثارش است. دیالوگ‌های شخصیت‌هایی چون ابن زیاد، مختار، زبیر و عمر در این اثر بسیار فکرشده و همراه نکته‌سنجی هستند. در کنار این مهارت در نگارش دیالوگ، میرباقری از زبانی بهره می‌گیرد که عیان‌گر دانش عمیق او در زمینه ادبیات و تاریخ است. زبان «مختارنامه» به رغم کهن‌گرایی و آرکائیک بودن، تصنعی نمی‌شود و مخاطب عام را از درک خود عاجز نمی‌کند و حتی در صحنه‌هایی به زبان محاوره امروزه نزدیک می شود که همین ویژگی به رغم استقبال مخاطب مورد انتقاد کارشناسان و منتقدان نیز قرار گرفت چون از لحاظ زیبایی شناسی و پایبندی به زمان روایت، انتظار نمی رود که در یک اثر تاریخی، شخصیت ها از اصطلاحات و ضرب المثل‌های امروزی استفاده کنند.

    مخاطبی که از دیدن سریال تکراری خسته نمی‌شود؛ جادوی «مختارنامه» چیست؟

    استفاده از بازیگرانی که نقش خود را نفس می‌کشند

    انتخاب بازیگر این سریال به دقت انجام شده است. فریبرز عرب‌نیا در جایگاه نقش اول حالت چهره و صورت‌بندی فرمی مناسبی دارد و می‌داند که چگونه از چشم‌هایش برای انتقال احساس و مضمون استفاده کند؛ کاری که در فیلم‌هایی چون «سلطان» و «شوکران» نیز به خوبی انجام داده بود. با این حال صدای عرب‌نیا بیش از آنکه یادآور صدای یک یل عرب باشد، شبیه به صدای یک مرد آکادمیسین قرن بیستمی است و شاید اگر میرباقری نظر خود را اجرایی می‌کرد و چنان می‌کرد تا صدای او را دوبله کنند، کیفیت سریال افزایش می‌یافت.

    فرهاد اصلانی فرد دیگری است که چشم‌پوشی از درخشش او در نقش ابن زیاد ممکن نیست. ابن زیاد در فیلمنامه میرباقری صرفا یک کاراکتر شرور با اهدافی پلید نیست بلکه او یک سیاستمدار چیره‌دست و بسیار باهوش است که به خوبی می‌داند چگونه باید دیگران و به‌خصوص مردم را فریب دهد. اصلانی چنان دیالوگ‌های دشوار را اجرا می‌کند که گویی در همان لحظه به ذهن خودش رسیده‌اند. او به خوبی می‌داند که چگونه نوع بازی خود را در مواجهه با شخصیت‌های مختلف داستان تغییر دهد و کافی است تفاوت شخصیت ابن زیاد را در سکانس‌های مسجد کوفه، گفتگوهایش با مخالفان و همراهانش و تنهایی‌اش مقایسه شود تا این درک حاصل شود که چگونه پرداخت و اجرای صحیح یک شخصیت منفی رخ می‌دهد.

    کارگردانی و جلوه‌های بصری

    میرباقری در «مختارنامه» از راوی صرف بودن عبور می‌کند و با نوع خاص کارگردانی خویش اوهام و درونیات شخصیت‌هایش را به تصویر می‌کشد. سکانس مواجهه مسلم بن عقیل (ع) با حقیقت دیوگونه پیروانش و یا رویای مختار از جوشیدن خون در قصر کوفه، همه هنرهای ظریفی هستند که میرباقری با به‌کار بردن آنها در کارگردانی خود به مخاطبانش اجازه داده است تا پابه‌پای شخصیت‌ها در دل جهان سریال گام بردارند. همچنین فیلمبرداری و نوع جلوه‌های ویژه بصری به‌خصوص در سکانس‌های مربوط به جنگ با در نظر داشتن سال تولید اثر، شایسته تحسین است.

    با این حال «مختارنامه» در قیاس با اثر پیشین میرباقری یعنی سریال «امام علی (ع)» بسیار بیشتر به صحنه‌های جنگ و نمایش خشونت دست یازیده است و این سبب شده تا مخاطبان بیشتری به تماشای سریال بنشینند. شاید بتوان گفت مواجهه بیشتر مخاطبان با سریال‌های هالیوودی نسبت به زمان پخش سریال «امام علی (ع)» و گرایش مسیر سریال‌سازی جهانی به آن آثار، موجب شده است که وی برای حفظ تماشاگر و افزایش هیجان مجموعه، به این تعداد جنگ و صحنه‌های نبرد در طول داستان روی بیاورد؛ اقدامی که شاید از فاخر بودن اثر بکاهد.

    مخاطبی که از دیدن سریال تکراری خسته نمی‌شود؛ جادوی «مختارنامه» چیست؟

    درام در خدمت تاریخ یا تاریخ در خدمت درام؟

    رمان‌ها، فیلم‌ها و سریال‌های تاریخی در روایت خود همواره با چالش رعایت مرزهای تاریخ و درام مواجه بوده‌اند. از سویی یک انتظار آن است که سریال بسیار جذاب و دراماتیک باشد و مخاطب را با داده‌ها و یا حوادث تاریخی کسل‌کننده مشغول نسازد و از سویی دیگر انتظار آن است که درام بتواند تاریخ را به خوبی روایت کند و تماشاگر را با آن حوادث و شخصیت‌ها آشنا سازد. از همان آغاز پخش سریال، انتقادات زیادی به میرباقری به جهت فاصله‌گرفتن او از تاریخ در پرداخت شخصیت‌هایی چون مختار و کیان وارد شد و او را به تحریف تاریخ متهم کردند، اما به راستی تا چه اندازه می‌توان او را مقصر دانست؟

    حقیقت آن است که غالب اقتباس‌های تاریخی‌ای که به موفقیت دست‌یافته‌اند، در بسیاری از موقعیت ها تاریخ را فدای درام کرده‌اند. مل گیبسون در «شجاع دل» ویلیام والاس خود را خلق کرد و تاریخ را کاملا در خدمت درام قرار داد تا یک فیلم بزرگ بسازد و یا در «لورنس عربستان» شخصیت اصلی کاملا اسطوره‌ای شده است در حالی که حقیقت تاریخ چنین نبوده است. میرباقری اما به رغم فاصله‌گرفتن‌های آشکارش از تاریخ و نگاهی مثبت‌گرایانه به شخصیت مختار، تلاش کرده است تا دیدگاه برخاسته از هنر خود را در پرداخت شخصیت‌ها و و روایت حوادث تاریخی به تصویر بکشد؛ نگاهی که انعکاسی از واقعیت تاریخی اما در عین حال جذاب و دیدنی است.

    در مجموع، «مختارنامه» اثری تماشایی است. نگارش فیلمنامه این اثر سال ها زمان برده است و روایت آن از وقایع تاریخ سده اول هجری بسیار تاثیرگذار و شگفت‌انگیز است. «مختارنامه» به خوبی نشان می‌دهد که جاوید شدن یک اثر، اتفاقی است که به مشقت و استعداد بسیار نیاز دارد و هنگامی که رخ بدهد، مخاطبان از آن به هر نحو و در هر زمان استقبال می‌کنند.

    اخبار مشابه:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *