×
×

سند تازه‌ای از کشته‌سازی ضدانقلاب؛ معلمی که زنده بود اما کشته شد!

  • کد نوشته: 163820
  • ۱۲ بهمن
  • 3 بازدید
  • ۰
  • روایت جعلی «کشته‌سازی» این‌بار به ازنا رسید؛ وقتی یک معلم زنده را به قربانی خیالی اغتشاشات تبدیل کرد.

    سند تازه‌ای از کشته‌سازی ضدانقلاب؛ معلمی که زنده بود اما کشته شد!
    استانها

    خبرگزاری تسنیم؛ لرستان: همزمان با هر موج التهاب اجتماعی در ایران، یک الگوی تکرارشونده در رسانه‌های معاند و شبکه‌های وابسته به جریان‌های ضدانقلاب فعال می‌شود.

    این الگو نه بر پایه واقعیت میدانی، بلکه بر اساس تولید تصویر، جعل هویت و بزرگ‌نمایی تلفات انسانی بنا شده‌است. آنچه در ادبیات این جریان‌ها با عنوان افزایش شمار قربانیان مطرح می‌شود، در عمل بارها به پروژه‌ای سازمان‌یافته از کشته‌سازی رسانه‌ای بدل شده‌است.

    هدف این جریان نه اطلاع‌رسانی، بلکه تحریک احساسات عمومی، القای سرکوب گسترده و مشروع‌سازی خشونت خیابانی است. این روند، که پیش‌تر نیز در مقاطع مختلف تجربه شده بود، این بار با شدتی بیشتر و سازمان‌یافته‌تر دنبال شد.

    رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی فارسی، ایران اینترنشنال و شبکه‌ای از صفحات وابسته به گروهک‌های ضدانقلاب، هم‌زمان با بالا گرفتن اعتراضات پراکنده در برخی نقاط کشور، شروع به انتشار تصاویری کردند که هیچ ارتباطی با حوادث واقعی نداشت.

    عکس‌ها از پروفایل‌های شخصی مردم عادی برداشته می‌شد، نام‌ها دستکاری می‌شد، تاریخ‌ها جعل می‌شد و مجموعه‌ای از روایت‌های احساسی ساخته می‌شد تا افکار عمومی داخل و خارج کشور باور کند موجی از کشتار گسترده در جریان است.

    آغاز پروژه کشته‌سازی رسانه‌ای

    از بی‌بی‌سی فارسی و ایران‌اینترنشنال گرفته تا ده‌ها صفحه وابسته به گروهک‌های ضدنظام، یک زنجیره رسانه‌ای شکل گرفته که مأموریتش بازتولید تصاویر جعلی، سرقت عکس‌های شهروندان عادی و نسبت‌دادن آن‌ها به قربانیان خیالی است.

    در بسیاری از موارد، افراد معرفی‌شده به‌عنوان کشته‌شدگان اعتراضات نه‌تنها زنده بوده‌اند، بلکه روز بعد در محل کار یا زندگی عادی خود حاضر شده‌اند.

    شهرستان ازنا در لرستان، یکی از نمونه‌های عینی و افشاگر این پروژه رسانه‌ای است؛ جایی که جعل هویت یک معلم جوان، به سندی زنده از جنگ روانی علیه افکار عمومی بدل شد.

    ماجرا از چند تصویر ساده آغاز شد. عکس‌هایی که از پروفایل شخصی یک معلم برداشته شده و بدون اجازه، در ده‌ها صفحه مجازی بازنشر شده بود. اما این‌بار هدف فقط انتشار عکس نبود؛ بلکه ساختن یک روایت کامل بود از کشته‌شدن یک جوان در اعتراضات.

    از پروفایل شخصی تا قربانی خیالی

    نامی که بر این تصاویر گذاشته شد، برای اطرافیان کاملاً آشنا بود: علی صادقی، معلم شهرستان ازنا. او نه‌تنها زنده بود، بلکه همچنان سر کلاس درس حاضر می‌شد.

    اما در آن سوی فضای مجازی، رسانه‌های بیگانه و صفحات وابسته به گروهک منافقین، تصویرش را به‌عنوان یکی از کشته‌شدگان اغتشاشات ماه ۱۴۰۴ منتشر کرده بودند.

    ماجرا از زمانی شدت گرفت که دوستان و آشنایان او شروع به ارسال اسکرین‌شات‌هایی کردند؛ تصاویری از استوری‌ها و کانال‌هایی که عکس او را با لوگوی رسانه‌های خارجی و صفحات وابسته به گروهک‌های معاند منتشر کرده بودند.

    خود او وقتی با این تصاویر مواجه شد، ابتدا باورش نمی‌شد که یک عکس ساده از پروفایل شخصی‌اش می‌تواند چنین روایتی بسازد. اما هرچه بیشتر جست‌وجو کرد، دید که عکسش در صفحات مختلف دست‌به‌دست می‌شود.

    معلمی که زنده بود، اما کشته نشان دادند

    این عکس‌ها گاه با آرم شبکه‌های خارجی بود، گاه با نشان گروهک منافقین، گاه با روایت‌هایی احساسی از جوانی که در راه آزادی جان باخت. در‌حالی‌که او همان روز سر کلاس درس حاضر شده بود و زندگی عادی‌اش جریان داشت، در فضای مجازی به‌عنوان کشته‌شده معرفی می‌شد.

    این جعل رسانه‌ای خیلی زود اثر اجتماعی خود را نشان داد. تلفن‌های پی‌درپی از سوی اقوام دور، دوستان قدیمی و همکاران مدرسه آغاز شد. بسیاری با نگرانی می‌پرسیدند آیا واقعاً اتفاقی افتاده‌است؟

    او مجبور بود بارها توضیح دهد که زنده است، سالم است و تمام آنچه منتشر شده چیزی جز دروغ نیست. همین تماس‌ها نشان می‌داد پروژه کشته‌سازی چقدر می‌تواند سریع احساسات عمومی را هدف بگیرد و خانواده‌ها را دچار اضطراب و شوک کند.

    هویت واقعی این قربانی جعلی هیچ شباهتی به تصویر ساخته‌شده رسانه‌های معاند نداشت. او در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم می‌گوید که معلم متوسطه اول در ازنا است؛ دبیر درس عربی، و هم‌زمان طلبه علوم دینی.

    اغتشاش در میدان رسانه

    خودش می‌گفت هدف این جریان‌ها مشخص است: بزرگ‌نمایی تعداد کشته‌ها، تحریک افکار عمومی و ساختن تصویری خشونت‌بار از کشور، حتی اگر به قیمت نابودکردن آبروی مردم عادی تمام شود.

    اما همین جعل، خیلی زود به نقطه ضعف پروژه رسانه‌ای تبدیل شد. وقتی مردم در ازنا دیدند فردی که رسانه‌ها به‌عنوان کشته‌شده معرفی کرده‌اند زنده است و هر روز سر کار می‌رود، موجی از تردید نسبت به سایر اخبار مشابه شکل گرفت.

    بسیاری گفتند اگر این یکی دروغ بوده، از کجا معلوم بقیه هم واقعی باشد؟ این دقیقاً همان جایی بود که روایت ساختگی ترک برداشت و اعتماد به رسانه‌های معاند ضربه خورد.

    ماجرای ازنا تنها یک نمونه از ده‌ها مورد مشابه در سال‌های اخیر است؛ مواردی که در آن تصاویر افراد زنده، عکس‌های قدیمی یا حتی تصاویر مربوط به کشورهای دیگر، به حوادث داخلی ایران نسبت داده شد تا عدد قربانیان بزرگ‌تر نشان داده شود.

    چگونه یک جعل ساده اعتماد عمومی را ترک انداخت

    هدف همیشه یکسان بوده است: القای سرکوب گسترده، مشروع‌سازی خشونت خیابانی و فراهم‌کردن خوراک تبلیغاتی برای فشارهای سیاسی خارجی.

    این همان جنگ روایت‌هاست؛ جایی که تصویر، مهم‌تر از واقعیت می‌شود و احساسات، جای حقیقت را می‌گیرد. خود این معلم ازنایی در واکنش به این اتفاق، به یک حقیقت تاریخی اشاره می‌کند؛ اینکه راستگویی در نهایت پیروز میدان است و دروغ هرچقدر هم بزرگ باشد، روزی افشا می‌شود.

    صادقی معتقد است که این جریان‌ها بارها تلاش کرده‌اند با هیاهو و جعل واقعیت ضربه بزنند، اما هر بار تنها چیزی که به جا گذاشته‌اند بی‌اعتمادی بیشتر مردم به رسانه‌های‌شان بوده‌است.

    آنچه این تجربه نشان می‌دهد این است که اغتشاش صرفاً در خیابان اتفاق نمی‌افتد؛ بخش بزرگی از آن در فضای رسانه‌ای ساخته می‌شود، جایی که با سرقت تصویر، جعل هویت و عددسازی قربانی، تلاش می‌شود جامعه به‌سمت التهاب و خشونت سوق داده شود.

    جنگ روایت‌ها در کنار خیابان‌ها

    اما واقعیت میدانی، چیزی متفاوت از این روایت‌های خونین ساختگی است. اعتراض معیشتی ممکن است وجود داشته باشد، اما تبدیل آن به پروژه خشونت و کشته‌سازی، محصول یک عملیات رسانه‌ای هدفمند است.

    حالا داستان ازنا به یک سند زنده از شکست این پروژه بدل شد که نشان داد چگونه یک دروغ می‌تواند ساخته شود، پخش شود و در نهایت با واقعیت ساده زندگی روزمره فروبریزد.

    معلمی که قرار بود نماد یک کشته خیالی باشد، خود به نماد افشای جنگ روانی تبدیل شد؛ نشانه‌ای روشن از اینکه اغتشاشات فقط در خیابان رخ نمی‌دهد؛ بخش مهم آن در اتاق‌های خبر رسانه‌های معاند ساخته می‌شود، با عکس‌دزدی، با هویت‌سازی جعلی، با عددسازی قربانی، و با جنگ روانی.

    انتهای پیام/ ۶۴۴

     

    اخبار مشابه:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *