به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، قاچاق پرندگان شکاری در ایران سالهاست از یک تخلف پراکنده فراتر رفته و به یک زنجیره سازمانیافته و سودآور در تجارت غیرقانونی حیاتوحش تبدیل شده است؛ زنجیرهای که از زیستگاههای طبیعی کشور آغاز میشود و تا بازارهای پرسود منطقه، بهویژه در کشورهای حاشیه خلیج فارس، امتداد پیدا میکند.
استان سمنان؛ گره گاه زیستی در مسیر قاچاق حیاتوحش
در این میان، استان سمنان به دلیل موقعیت جغرافیایی، گستره پهناور زیستگاهها و قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی مهم، به یکی از نقاط حساس در بحث عبور و انتقال غیرقانونی این پرندگان بدل شده است؛ استانی که از یکسو با گونههای شاخصی چون یوزپلنگ آسیایی، گورخر ایرانی و پلنگ شناخته میشود و از سوی دیگر، بخشی از مسیر قاچاق پرندگان شکاری را در خود جای داده است.
پرندگان شکاری در ایران فقط بخشی از تنوع زیستی کشور نیستند، بلکه در اکوسیستمهای طبیعی نقش کلیدی در کنترل جمعیت جوندگان، حفظ تعادل غذایی و پایداری زیستگاهها دارند.
از همین رو، خروج غیرقانونی آنها از طبیعت، تنها به معنای از دست رفتن چند گونه پرنده نیست، بلکه زنجیرهای از آسیبهای زیستمحیطی را بهدنبال دارد که آثار آن در بلندمدت نمایان میشود.
شاهین و بالابان؛ طعمه بازارهای پرسود منطقه
بررسیهای میدانی و اظهارات مسئولان محیط زیست نشان میدهد که گونههایی مانند شاهین، بحری، بالابان، عقاب طلایی، هما و هوبره از مهمترین اهداف قاچاقچیان هستند؛ گونههایی که بهدلیل ارزش بالا در بازارهای غیررسمی، همواره در معرض شکار، زندهگیری و انتقال غیرقانونی قرار دارند.
در این میان، برخی گزارشها حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از این پرندگان سر از بازارهای منطقهای و فرامرزی در میآورند.
زندهگیری تا انتقال؛ چرخه پنهان یک تجارت غیرقانونی
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم ایران نهفقط یکی از مسیرهای عبور، بلکه در برخی موارد محل زندهگیری و خروج گونههای ارزشمند نیز هست.
همین مسئله باعث شده که استانهایی مانند سمنان، فارس، یزد، کرمان و بخشهایی از مناطق مرکزی کشور، به دلیل موقعیت راهبردی و نزدیکی به زیستگاههای حساس، در کانون توجه نیروهای حفاظتی قرار گیرند.
از سوی دیگر، تنوع بالای پرندگان در کشور و وجود گونههای بومی و مهاجر، ایران را به یکی از زیستگاههای مهم پرندگان در منطقه تبدیل کرده است.
بر اساس آمارهای منتشرشده در منابع تخصصی، شمار گونههای پرندگان ایران بسیار بالاست و این موضوع، در کنار گستره وسیع زیستگاهها، ظرفیت قاچاق و تهدید زیستی را نیز افزایش میدهد.
اما آنچه قاچاق پرندگان شکاری را به یک بحران پیچیدهتر تبدیل کرده، صرفاً ارزش مادی این پرندگان نیست؛ بلکه وجود شبکههای واسطهای، استفاده از مسیرهای جادهای، جابهجایی در پوششهای مختلف و بهرهگیری از ضعف نظارتی در برخی نقاط، مقابله با این پدیده را دشوارتر کرده است.
به همین دلیل، برخورد با این تخلف تنها به حضور میدانی محیطبانان محدود نمیشود و نیازمند همکاری بینبخشی است.
در کنار چالشهای حفاظتی، کمبود نیروی انسانی در ساختار محیط زیست نیز بر شدت این مسئله افزوده است.
وقتی یک دستگاه نظارتی با گسترهای وسیع از زیستگاهها، محورهای مواصلاتی و مناطق صعبالعبور روبهروست، طبیعی است که بدون مشارکت جوامع محلی، تشکلهای مردمی و گزارشهای مردمی، امکان کنترل کامل این پدیده وجود نداشته باشد.
از همین رو، کارشناسان محیط زیست معتقدند که مهار قاچاق پرندگان شکاری باید همزمان در سه سطح دنبال شود: نخست، برخورد قضایی و انتظامی با متخلفان؛ دوم، آموزش و آگاهسازی عمومی درباره ارزش گونهها و پیامدهای نابودی آنها؛ و سوم، تقویت مشارکت مردمی در پایش و حفاظت از زیستگاهها.
در غیر این صورت، مسیر قاچاق همچنان از شکافهای نظارتی عبور خواهد کرد.
سعید یوسفپور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان، در همین رابطه به خبرنگار تسنیم ،با اشاره به ظرفیتهای کمنظیر این استان در حوزه تنوع زیستی اظهار کرد: اگرچه نام سمنان بیشتر با گونههای مشهوری همچون یوزپلنگ، گورخر ایرانی، پلنگ و زاغبور گره خورده است، اما واقعیت این است که زیستگاههای طبیعی استان، مجموعهای گسترده و متنوع از گونههای جانوری را در خود جای دادهاند که بخش مهمی از آنها را پرندگان تشکیل میدهند.
وی با تبیین جایگاه سمنان در نقشه زیستگاههای پرندگان در کشور افزود: این استان از منظر تنوع و اهمیت پرندگان، یکی از نقاط برجسته ایران به شمار میرود و همین ویژگی، در کنار پهنه وسیع و موقعیت جغرافیایی خاص آن، سبب شده است که برخی سودجویان، سمنان را به گذرگاهی برای انتقال غیرقانونی پرندگان شکاری تبدیل کنند.
یوسفپور با اشاره به اینکه بخش قابل توجهی از تخلفات مرتبط با قاچاق پرندگان شکاری در استانهای دیگر رخ میدهد اما رد آن در سمنان دیده میشود، خاطرنشان کرد: بخشی از شکار و زندهگیری این پرندگان در استانهای همجوار انجام میشود و متخلفان برای انتقال آنها به خارج از کشور، از محورهای مواصلاتی استان سمنان بهره میبرند که این موضوع کار حفاظت و پایش را برای محیطبانان دشوارتر کرده است.
وی با تأکید بر جایگاه ویژه سمنان در میزبانی از گونههای کمنظیر پرندگان تصریح کرد: زاغبور به عنوان تنها پرنده اندمیک ایران، در بخشهایی از زیستگاههای این استان حضور دارد و این موضوع، مسئولیت ما را در قبال حفاظت از این گونه ارزشمند دوچندان میکند، چراکه هرگونه آسیب به زیستگاههای آن، مستقیماً تنوع زیستی کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان با اشاره به دیگر گونههای مهم پرندگان شکاری در این منطقه بیان کرد: عقاب طلایی، شاهین، بحری، بالابان، هما و هوبره از جمله گونههای شاخصی هستند که در زیستگاههای استان مشاهده میشوند و متأسفانه برخی از این گونهها، به ویژه شاهین، بحری، بالابان و هوبره، در سالهای اخیر به اهداف اصلی قاچاقچیان حیاتوحش برای انتقال به خارج از کشور تبدیل شدهاند.
او با اشاره به بازارهای هدف قاچاقچیان پرندگان شکاری عنوان کرد: بررسیها و پروندههای موجود نشان میدهد مقصد اصلی بسیاری از این پرندگان، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس است و همین موضوع، اهمیت کنترل مسیرهای خروجی و رصد جادهای در استانهایی نظیر سمنان را بیش از پیش نشان میدهد.
یوسفپور با تأکید بر اینکه سازمان حفاظت محیط زیست در برخورد با این تخلفات رویکردی جدی و قاطع دارد، تصریح کرد: سازمان محیط زیست براساس قوانین موجود، با پروندههای مربوط به شکار، زندهگیری و قاچاق پرندگان شکاری به صورت سختگیرانه برخورد میکند و تلاش میشود هیچگونه تسامحی در قبال متخلفان صورت نگیرد تا هزینه ارتکاب جرم در این حوزه بالا برود.
وی با اشاره به نقش آموزش و فرهنگسازی در کاهش تخلفات محیط زیستی خاطرنشان کرد: مقابله با قاچاق پرندگان شکاری تنها با ابزارهای قضایی و انتظامی ممکن نیست و باید در کنار برخورد قانونی، سطح آگاهی عمومی درباره اهمیت این گونهها، جایگاه آنها در چرخه اکولوژیک و پیامدهای نابودیشان افزایش یابد تا زمینه اجتماعی ارتکاب چنین جرایمی محدودتر شود.
او تأکید کرد: در شرایط فعلی لازم است فعالیتهای آموزشی، تبیینی و آگاهیبخشی در میان اقشار مختلف مردم، به ویژه در مناطق محلی و روستایی، تقویت شود تا شهروندان نسبت به ارزش پرندگان شکاری و دیگر گونههای جانوری حساستر شوند و در صورت مشاهده هرگونه تخلف، موضوع را به سرعت به مراجع مسئول گزارش دهند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان با اشاره به چالش کمبود نیروی انسانی در ساختار محیط زیست کشور اضافه کرد: یکی از مشکلات جدی ما، کمبود محیطبان و نیروهای حفاظتی است و همین مسأله باعث میشود امکان پوشش کامل و مستمر همه زیستگاهها و مسیرهای حساس استان وجود نداشته باشد، در حالی که گستره کاری و جغرافیایی ما بسیار وسیع است.
وی با بیان اینکه برای جبران این کمبود، باید از ظرفیتهای مردمی بیشترین بهره را برد، اظهار داشت: سازمان محیط زیست استان ناگزیر است برای تقویت حفاظت از حیاتوحش و مقابله با قاچاق پرندگان شکاری، بیش از گذشته به مشارکت جوامع محلی، تشکلهای مردمنهاد، انجمنهای محیط زیستی و داوطلبان تکیه کند و آنها را به عنوان بازوان همراه در کنار محیطبانان قرار دهد.
یوسفپور با اشاره به جهانی بودن چالشهای زیستمحیطی گفت: آسیبهایی که امروز در حوزههای مختلف محیط زیست از جمله حیاتوحش، منابع طبیعی و تنوع زیستی رخ میدهد، محدود به یک شهر یا کشور نیست و ابعاد جهانی دارد، به همین دلیل، نحوه برخورد ما با این آسیبها نباید به گونهای باشد که فشار بیشتری بر محیط زیست وارد و روند تخریب آن تشدید شود.
وی یادآور شد: راهکار اصلی برای حفاظت پایدار از محیط زیست، از میان مردم میگذرد و تا زمانی که همراهی عمومی وجود نداشته باشد، هیچ دستگاهی با وجود همه تلاشها، به تنهایی قادر نخواهد بود از تمام زیستگاهها و گونههای در معرض تهدید به شکل مطلوب حفاظت کند.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان با اشاره دوباره به اهمیت آموزش، آموزش را یکی از ارکان اصلی حفاظت از محیط زیست دانست و بیان کرد: توجه جدی به آموزشهای عمومی، تولید محتواهای کاربردی برای گروههای مختلف سنی، حضور مستمر در مدارس، دانشگاهها و رسانهها و بهرهگیری حداکثری از توان مردمی، یک اصل اساسی در تقویت فرهنگ محیط زیستی و کاهش تخلفات است.
قاچاق پرندگان شکاری در ایران دیگر یک تخلف حاشیهای و موردی نیست، بلکه بهتدریج به یکی از مصادیق جدی تجارت غیرقانونی حیاتوحش تبدیل شده است؛ تجارتی که از دل زیستگاههای طبیعی آغاز میشود، از محورهای مواصلاتی عبور میکند و نهایتاً به بازارهای پرتقاضای منطقهای میرسد.
آنچه این پدیده را خطرناکتر میکند، پیوند آن با شبکهای از شکارچیان، دلالان و واسطههایی است که از ارزش بالای برخی گونهها سود میبرند.
در این میان، استان سمنان به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی مهم، بیش از بسیاری از استانها در معرض تبدیل شدن به گذرگاه قاچاق قرار دارد.
این استان از یک سو بهواسطه زیستگاههای ارزشمندش و از سوی دیگر به دلیل عبور جادههای اصلی، همواره در معرض تهدیدهای محیطزیستی قرار گرفته و همین موضوع نظارت بر آن را دشوارتر کرده است.
اهمیت سمنان فقط در نقش ترانزیتی آن خلاصه نمیشود؛ این استان بخشی از کانونهای مهم تنوع زیستی کشور است و نام آن با گونههایی چون یوزپلنگ آسیایی، گورخر ایرانی، پلنگ و زاغبور گره خورده است.
چنین تنوعی نشان میدهد که هرگونه فشار انسانی بر این زیستگاهها، صرفاً به یک گونه محدود نمیماند و میتواند کل زنجیره زیستی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
تقاضای فرامرزی و انگیزههای مالی قاچاقچیان
در موضوع پرندگان شکاری، مسئله فقط «شکار» نیست، بلکه «زندهگیری، جابهجایی و خروج غیرقانونی» نیز بخش مهمی از چرخه قاچاق را تشکیل میدهد.
گونههایی مانند شاهین، بحری، بالابان، عقاب طلایی، هما و هوبره، بهویژه بهدلیل ارزش نمادین و اقتصادی، در فهرست اهداف اصلی سودجویان قرار میگیرند؛ روندی که در گزارشهای مختلف رسانهای و محیط زیستی نیز بارها مورد اشاره قرار گرفته است.
یکی از نکات مهم در تحلیل این پدیده، مقصد نهایی این پرندگان است.
شواهد منتشرشده در گزارشهای رسانهای و منابع تخصصی نشان میدهد که بازار برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، بهویژه بهدلیل جایگاه فرهنگی و تاریخی شاهینداری، تقاضای قابل توجهی برای پرندگان شکاری دارد.
همین تقاضا، انگیزه قاچاق را تقویت میکند و باعث میشود مسیرهای انتقال از ایران تا شبکههای فرامرزی امتداد یابد.
فشار بر زیستگاههای ارزشمند استان سمنان
در عین حال، باید توجه داشت که قاچاق پرندگان شکاری فقط یک مسئله اقتصادی یا حتی صرفاً حیاتوحش نیست؛ این پدیده مستقیماً به امنیت زیستی و سلامت اکولوژیک مرتبط است.
از دست رفتن یک پرنده شکاری بالغ، فقط حذف یک فرد از جمعیت نیست، بلکه ضربه به کنترل طبیعی جمعیت جوندگان، تعادل غذایی و پایداری زیستگاه محسوب میشود. به همین دلیل، این موضوع در ادبیات محیطزیست «آسیب زنجیرهای» تلقی میشود.
دادههای موجود در نتایج جستوجو نشان میدهد که موضوع قاچاق پرندگان شکاری سالهاست در رسانههای داخلی و بینالمللی مطرح است و بارها با عنوانهایی مانند «قاچاق پرندگان شکاری با پلکهای دوخته» بازتاب یافته؛ عبارتی که خود نشان میدهد این تخلف تا چه اندازه خشن، سازمانیافته و غیرانسانی است.
همین تکرار رسانهای، نشانه آن است که مسئله از سطح یک رخداد محلی عبور کرده و به یک دغدغه منطقهای تبدیل شده است.
کمبود محیطبان و چالش نظارت میدانی
از سوی دیگر، ضعف منابع انسانی در ساختار محیط زیست و محدودیت امکانات نظارتی، عملاً دست دستگاههای حفاظتی را برای پوشش کامل همه زیستگاهها بستهتر کرده است.
نقش جوامع محلی در پیشگیری از تخلفات
در چنین شرایطی، اتکا صرف به نیروی رسمی پاسخگو نیست و مشارکت جوامع محلی، دیدهبانان مردمی، محیطبانان افتخاری و تشکلهای مردمنهاد اهمیت دوچندان پیدا میکند. این همان نقطهای است که حفاظت از طبیعت از «وظیفه اداری» به «مسئولیت اجتماعی» تبدیل میشود.
ضرورت برخورد قضایی قاطع با شبکههای سازمانیافته
در سطح سیاستگذاری، برخورد با قاچاق پرندگان شکاری باید همزمان در سه لایه پیش برود: پیشگیری، کشف و مجازات. پیشگیری از طریق آموزش و آگاهیبخشی، کشف از طریق پایش میدانی و گزارشهای مردمی، و مجازات از طریق اجرای دقیق قوانین شکار و صید.
اگر یکی از این سه ضلع ضعیف باشد، زنجیره قاچاق دوباره خود را بازتولید میکند.
در نهایت می توان گفت: استان سمنان فقط یک معبر جغرافیایی نیست، بلکه یک نقطه راهبردی در نبرد میان حفاظت و تخریب محیطزیست است.
استمرار قاچاق پرندگان شکاری در این استان، هشداری جدی درباره فشار فزاینده بر تنوع زیستی کشور است؛ هشداری که اگر با آموزش، مشارکت مردمی، نظارت مؤثر و برخورد قضایی قاطع همراه نشود، میتواند به تضعیف بیشتر جمعیت گونههای ارزشمند و از بین رفتن بخشی از سرمایه طبیعی ایران منجر شود.
انتهای پیام/
علی الزیدی کیست؟ نخست وزیر اقتصادی برای خروج از بحران سیاسی 










دیدگاهتان را بنویسید