×
×

خانه‌ای در امتداد آسمان؛روایتی از دیدار بانوان رسانه بامادر شهیدجمهور

  • کد نوشته: 202928
  • ۲۹ اردیبهشت
  • 5 بازدید
  • ۰
  • بانوان رسانه مشهد با حضور در منزل مادر شهیدجمهور،میهمان خانه‌ای شدند که هنوز از در و دیوارش بوی حضور می‌تراود

    خانه‌ای در امتداد آسمان؛روایتی از دیدار بانوان رسانه بامادر شهیدجمهور
    استانها

    به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، در سالروز عروج خادمی که در میانه راه خدمت، پروازی ابدی را آغاز کرد، جمعی از بانوان رسانه ای مشهد با حضور در منزل مادر شهید آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی، میهمان خانه‌ای شدند که هنوز از در و دیوارش بوی حضور می‌تراود؛ خانه‌ای آذین‌شده به قاب‌های لبخند شهید، به صبر مادری چشم‌انتظار و به دعایی که از دل داغ‌دیده برمی‌خیزد و برای وطن، عزت و ماندگاری راه شهیدان جاری می‌شود. 

    در یکی از محله‌های ریشه‌دار و شهیدپرور شهرمشهد، در کوچه‌هایی که هنوز ردّ قدم‌های مردان خدا را در خاطر دارند، خانه‌ای کوچک و بی‌تکلف، این روزها بیش از هر زمان دیگری رنگ خاطره، دلتنگی و افتخار به خود گرفته است. همان حوالی که روزگاری شهید آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی در سادگی و بی‌پیرایگی زیسته بود، اکنون مأمن دل‌هایی است که برای تجدید عهد با راه خدمت و اخلاص، راهی آن می‌شوند. 

    خانه، خانه‌ای کوچک با حیاطی نقلی است؛ حیاطی که گل‌هایش بی‌صدا روایتگر حیات‌اند و شمشادهایش گویی به حرمت نام شهید و میهمانان این دیدار، سر ادب فرود آورده‌اند. در بدو ورود، آنچه پیش از هر چیز بر دل می‌نشیند، طنین سادگی است؛ سادگی‌ای آشنا که نه فقط در شکل خانه، که در روح آن جاری است. گویی همه چیز در این خانه، از دیوارها تا سکوت میان قاب‌ها، به زبان بی‌زبانی از زیست مردی سخن می‌گوید که از مردم بود، با مردم ماند و سرانجام در راه مردم، آسمانی شد. 

    بر در و دیوار خانه، عکس‌های شهید رئیسی چشم را به خود می‌خواند؛ قاب‌هایی که تنها تصویر نیستند، بلکه حضوری ممتدند. لبخند آشنای او، همان لبخندی که مردم سال‌ها از او به یاد دارند، از میان قاب‌ها به میهمانان می‌نگرد؛ چنان زنده و نزدیک که انگار هنوز در خانه حاضر است و با همان متانت همیشگی، خوش‌آمد می‌گوید. در آن لحظات، مرز میان خاطره و حضور رنگ می‌بازد و آدمی احساس می‌کند این خانه، هنوز از نفس‌های صاحب تصویر خالی نشده است. 

    سید ابراهیم رئیسی , شهید , حادثه بالگرد رئیس جمهور , رئیس جمهور , مشهد مقدس , اخبار مشهد , خراسان رضوی , اخبار استان خراسان رضوی ,

    اما روشن‌ترین جلوه این خانه، بی‌تردید مادر شهید است؛ مادری که سیمای آرام و نورانی‌اش، شکوه صبری سترگ را در خود دارد. او با رویی گشاده و مهری بی‌تکلف، از بانوان حاضر استقبال می‌کند؛ کلامش لبریز از دعای خیر است و نگاهش، سرشار از عطوفتی که تنها در قلب مادران آسمانی می‌توان سراغ گرفت. هر واژه‌اش بوی ایمان می‌دهد و هر لبخندش، مرهمی است بر دل‌هایی که برای درک عظمت این مصیبت و این افتخار، به آن خانه قدم گذاشته‌اند. 

    آن هنگام که شیرینی را با دستان خود به میهمانان تعارف می‌کرد، حلاوتی فراتر از طعم در جان آدمی می‌نشست؛ گویی آن شیرینی، تنها شیرینیِ میزبانی نبود، بلکه مزه‌ای از جنس اخلاص، کرامت و مهر مادری داشت که فرزند خویش را در بلندترین قله خدمت، تقدیم خدا و مردم کرده است. حلاوت آن لحظه را نمی‌توان به واژه سپرد؛ باید آن را با دل چشید. 

    این دیدار، هم‌زمان با سالروز عروج مردی انجام شد که سفر آخرش، نه سفری عادی، که پروازی در حین خدمت بود؛ پروازی که در زمین آغاز شد و در آسمان امتداد یافت. عروجی ابدی، دردناک و جان‌سوز؛ عروجی که قلب یک ملت را در اندوه فرو برد و برای مادری، چشم‌انتظاری‌ای به جا گذاشت که دیگر هرگز به بازگشت ختم نشد. چه دشوار است تصور حال مادری که فرزندش را به امید دیداری دوباره بدرقه کند و ناگهان، سهمش از آن همه انتظار، تنها قاب عکسی شود بر دیوار و خاطره‌ای که هر صبح و شام در جانش تازه می‌شود. 

    و با این همه، در عمق این داغ جانکاه، نوعی سربلندی خاموش موج می‌زند؛ افتخاری بزرگ که از دل رنج سر برمی‌آورد. شهید رئیسی با شهادت خویش، بار دیگر بزرگی روح و صداقت مسیرش را به اثبات رساند. او خادم بود؛ نه در شعار، که در سلوک و زیست. از جنس مردم بود و در میان مردم معنا می‌یافت. از همین رو، پایان راهش نیز چیزی جز عروجی خادمانه نبود؛ عروجی که بر همه سال‌های تلاش بی‌ادعا، ساده‌زیستی و خدمت بی‌وقفه‌اش، مُهر جاودانگی زد. 

    مادر شهید، در میان گفت‌وگوها، برای همه بانوان حاضر دعا کرد؛ دعایی از سر لطف، از سر محبت و از عمق جان. برای متأهلان، خیر و آرامش خواست و برای دختران مجرد، با مهر مادری دست به دعا برداشت تا خداوند بهترین تقدیر، زندگی‌ای موفق و همسری شایسته نصیبشان کند. دعای او، تنها آوا نبود؛ جریانی از ایمان بود که از قلبی آزموده و صبور برمی‌خاست و بر دل می‌نشست. 

    وقتی سخن به وطن رسید، فضای خانه حال و هوایی دیگر یافت. دستان مادر شهید به آسمان بلند شد و از ژرفای دل، دعایی روشن برای پیروزی کشور، سربلندی ایران و نابودی دشمنان بر زبان جاری شد. او با ستایش از مردمی سخن گفت که در میدان‌های شهر، برای دفاع از میهن و ارزش‌هایشان حضور می‌یابند؛ مردمی که نشان داده‌اند راه شهیدان در این سرزمین، نه خاموش شده و نه فراموش.

    سید ابراهیم رئیسی , شهید , حادثه بالگرد رئیس جمهور , رئیس جمهور , مشهد مقدس , اخبار مشهد , خراسان رضوی , اخبار استان خراسان رضوی ,

    در آن لحظه، خانه کوچک مادر شهید، به وسعت ایران قد کشید؛ گویی همه عشق به وطن، همه اندوهِ فراق و همه امیدِ ماندگاری، در یک قاب جمع شده بود. 

    نکته‌ای که این دیدار را معنایی مضاعف می‌بخشید، ورود خانواده‌های شهدا به خانه در واپسین لحظات دیدار بود؛ گویی این خانه، قرارگاه دلدادگانِ راه ایثار است. هنوز بدرود به پایان نرسیده بود که آنان نیز برای دیدار با مادر شهید قدم به خانه گذاشتند؛ خانه‌ای که در آن، غم و غرور، اشک و ایمان، داغ و دعا، شانه‌به‌شانه هم ایستاده‌اند. 

    در لحظه خداحافظی، مادر شهید دست میهمانان را با گرمایی عمیق و مادرانه فشرد و آرزوی خیر کرد؛ گرمایی که تنها در دست نماند و تا عمق جان امتداد یافت. در آن فشار آرام دست، می‌شد همه چیز را حس کرد: دلتنگی مادری که هنوز چشم به راه است، استقامتی که او را پابرجا نگه داشته، و ایمانی که داغ را به چراغ تبدیل کرده است. 

    این خانه کوچک، بیش از آنکه خانه‌ای معمولی باشد، روایتی زنده از یک حقیقت بزرگ است؛ حقیقتی به نام خدمت، اخلاص، صبر و شهادت. خانه‌ای که هنوز بوی حضور می‌دهد، هنوز قاب‌هایش لبخند می‌زنند، هنوز دعای مادر در آن جاری است و هنوز نام شهید، در گوشه‌گوشه‌اش طنین دارد. اینجا، در این خانه ساده و روشن، می‌توان فهمید که بعضی پروازها هرچند دردناک‌اند، اما پایان نیستند؛ آغاز ماندگاری‌اند. آغاز حضوری عمیق‌تر در دل مردم، در حافظه وطن و در آسمان بلند تاریخ.

    انتهای پیام/۲۸۲

     

    اخبار مشابه:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *