×
×

۴۰۰ پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

  • کد نوشته: 232800
  • ۲ شهریور
  • 2 بازدید
  • ۰
  • الموت حالا جهانی شده؛اما جهانی شدن پایان راه نیست.تبدیل این عنوان جهانی به فرصتی برای مردم منطقه آغاز می‌‌شود.

    ۴۰۰ پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین
    استانها

    به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین ، گزارش میدانی |زهرا سلیمی، فعال رسانه و خبرنگار| برای رسیدن به قلعه الموت، مقصد را باید روی نقشه پیدا کرد، اما راه رسیدن به آن را باید زندگی کرد؛ مسیری که از جاده آغاز می‌شود، در دل کوهستان ادامه پیدا می‌کند و در نهایت، جایی که خودرو دیگر توان همراهی ندارد، باید با پای خود آن را تمام کرد. از تهران که راه می‌افتم، مسیر قزوین را پشت سر می‌گذارم و پس از ورود به جاده الموت، کم‌کم فضای اطراف تغییر می‌کند. شهر عقب می‌ماند و جاده میان کوه‌ها پیش می‌رود؛ پیچ‌های پی‌درپی، ارتفاعی که آرام‌آرام بیشتر می‌شود، رودخانه‌ای که در بخش‌هایی از مسیر در کنار جاده دیده می‌شود و هوایی که با فاصله گرفتن از شهر، حال‌وهوای دیگری پیدا می‌کند.

    حدود دو ساعت رانندگی در پیش است؛ مسیری که قرار نیست تنها یک راه ارتباطی میان دو نقطه باشد. هرچه جلوتر می‌روم، نشانه‌های زندگی شهری کمتر و کوهستان پررنگ‌تر می‌شود. در بخش‌هایی از مسیر، به‌ویژه هرچه به روستاهای نزدیک قلعه می‌رسم، وضعیت جاده هم تغییر می‌کند و در قسمت‌هایی کیفیت مناسبی ندارد؛ موضوعی که برای مقصدی با چنین ظرفیت تاریخی و گردشگری، نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.

    اما هنوز قلعه دیده نشده است

    مسیر ادامه پیدا می‌کند تا سرانجام به گازرخان می‌رسم؛ روستایی که قلعه الموت در بالای آن قرار گرفته است. باغ‌های گیلاس و آلبالو در میان خانه‌ها دیده می‌شوند و زندگی روزمره مردم در کنار گردشگرانی که برای دیدن قلعه آمده‌اند، جریان دارد.گازرخان تنها نقطه‌ای برای عبور گردشگران نیست. خانه‌ها، باغ‌ها، اقامتگاه‌های بوم‌گردی و حضور مردم محلی، بخشی از تجربه‌ای هستند که گردشگر در الموت با آن مواجه می‌شود. برخورد صمیمانه مردم روستا نیز از همان ابتدا نشان می‌دهد که اینجا هنوز گردشگری با زندگی روزمره مردم فاصله زیادی نگرفته است، اما برای رسیدن به قلعه هنوز راه باقی مانده است. خودرو را پایین‌تر می‌گذارم و ادامه مسیر را پیاده طی می‌کنم.از اینجا دیگر خبری از صندلی خودرو نیست؛ حدود ۴۰۰ پله سربالایی در پیش است.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    چهارصد پله تا بالای کوه

    در گرمای تابستان، ۴۰۰ پله فقط یک عدد نیست.هر پله یعنی یک قدم دیگر در شیبی که هرچه بالاتر می‌رود، نفس را بیشتر می‌گیرد. چند قدم می‌روم، مکثی کوتاه می‌کنم و دوباره ادامه می‌دهم. پشت سر که نگاه می‌کنم، مسیری که طی شده، ارتفاعی را که گرفته‌ام نشان می‌دهد. در مسیر، کوهنوردهایی را می‌بینم که بالا و پایین می‌روند. آدم‌هایی که یکدیگر را نمی‌شناسند، اما هنگام عبور از کنار هم، با یک «خسته نباشی» کوتاه از کنار هم می‌گذرند. همین رسم ساده، بخشی از حال‌وهوای مسیر شده است؛ مسیری که قرار نیست آسان باشد.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

     

    بالاخره پله‌ها تمام می‌شوند، اما چیزی که در پایان این صعود می‌بینم، با تصور اولیه از یک قلعه تاریخی فاصله دارد. به جای یک بنای سالم و باشکوه، با بقایای دژی مواجه می‌شوم که قرن‌ها تاریخ را پشت سر گذاشته است؛ دیوارهایی باقی مانده، بخش‌هایی از سازه‌ها و تکه‌هایی از معماری که هرکدام انگار بخشی از یک روایت طولانی را در خود نگه داشته‌اند.اینجا همان لحظه‌ای است که سؤال شکل می‌گیرد: این دیوارها زمانی چه شکلی داشته‌اند؟ چه کسانی در این ارتفاع زندگی می‌کردند و چرا ساخت چنین دژی در این نقطه اهمیت داشته است؟برای پاسخ، باید بیش از ۹۰۰ سال به عقب برگردیم.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    اینجا فقط یک قلعه نبود

    قلعه‌ای که امروز بقایای آن پیش چشم بازدیدکننده قرار دارد، در قرن‌های گذشته یکی از مهم‌ترین مراکز اسماعیلیان نزاری بود.حسن صباح در سال ۴۸۳ هجری قمری، برابر با ۱۰۹۰ میلادی، الموت را به تصرف خود درآورد. موقعیت طبیعی قلعه و دسترسی دشوار به آن، امکان دفاع از دژ را افزایش می‌داد و الموت به‌تدریج به یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اسماعیلیان نزاری تبدیل شد، اما اهمیت الموت تنها به موقعیت نظامی آن خلاصه نمی‌شد. این دژ به مرکز سیاسی، نظامی و فکری اسماعیلیان نزاری تبدیل شد؛ مجموعه‌ای که علاوه بر کارکرد دفاعی، محل زندگی، اداره امور، فعالیت‌های علمی و فرهنگی نیز بود. همین ویژگی است که سال‌ها بعد، در پرونده ثبت جهانی یونسکو نیز مورد توجه قرار گرفت.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    در الموت کتابخانه‌ای مهم وجود داشت و از حضور آثار مکتوب و ابزارهای علمی در این مجموعه تاریخی سخن گفته شده است. به همین دلیل، وقتی امروز میان بقایای قلعه ایستاده‌ام، آنچه می‌بینم صرفاً چند دیوار سنگی و خاکی نیست؛ اینجا زمانی محل تصمیم‌گیری سیاسی، فعالیت نظامی و زندگی علمی بوده است. اما این دوره از تاریخ الموت برای همیشه ادامه پیدا نکرد.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    وقتی هلاکو به الموت رسید

    سال ۶۵۴ هجری قمری، برابر با ۱۲۵۶ میلادی، نقطه پایانی مهمی در تاریخ الموت است.با پیشروی سپاه هلاکوخان، پایگاه‌های اسماعیلیان یکی پس از دیگری سقوط کردند و سرانجام الموت نیز تسلیم شد. پس از تصرف، قلعه تخریب شد و کتابخانه مشهور آن نیز سرنوشتی تلخ پیدا کرد. عطاملک جوینی، مورخ ایرانی که همراه سپاه مغول بود، با اجازه هلاکو وارد کتابخانه الموت شد. او بخشی از کتاب‌ها و برخی ابزارهای علمی را انتخاب و حفظ کرد، اما بخش بزرگی از آثار باقی‌مانده از میان رفت.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    به این ترتیب، بخشی از حافظه مکتوب الموت برای همیشه از دست رفت.با این حال، آنچه امروز از قلعه باقی مانده را نمی‌توان فقط نتیجه حمله مغول دانست. قرن‌ها فرسایش طبیعی، تخریب‌های بعدی و سال‌ها رهاشدگی نیز به مرور چهره قلعه را تغییر داده‌اند.شاید به همین دلیل است که وقتی امروز به بقایای الموت نگاه می‌کنیم، با حاصل یک حادثه واحد مواجه نیستیم؛ بلکه نتیجه قرن‌ها تغییر، فرسایش و از میان رفتن تدریجی یک مجموعه تاریخی را می‌بینیم.اما همین بقایا برای بازخوانی تاریخ الموت کافی بوده‌اند؛ به شرط آنکه زیر خاک و میان دیوارهای باقی‌مانده، نشانه‌ها درست خوانده شوند.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    ۲۵ سال برای بیرون کشیدن یک تاریخ از زیر خاک

    اینجاست که پای باستان‌شناسی به میان می‌آید.کاوش‌های باستان‌شناسی الموت به سرپرستی حمیده چوبک از سال ۱۳۸۰ آغاز شد و طی حدود ۲۵ سال، در ۱۶ فصل ادامه پیدا کرد. در جریان این کاوش‌ها، بخش‌هایی از قلعه که زیر خاک مدفون بود آشکار شد و کارکرد قسمت‌های مختلف مجموعه مورد بررسی قرار گرفت.نتیجه این کاوش‌ها، تصویر دقیق‌تری از الموت ارائه کرد؛ مجموعه‌ای که تنها برای جنگ و دفاع ساخته نشده بود و ساختارهای مرتبط با زندگی، اداره، ذخیره‌سازی، آب‌رسانی و فعالیت‌های علمی در آن وجود داشته است.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    در جریان این مطالعات بخش‌هایی مانند سردر اصلی، صحن مرکزی، زندان، رصدخانه و بنایی موسوم به «ملاسرا» شناسایی شد و مطالعاتی نیز درباره سامانه‌های انبارداری، آبیاری و راه‌های ارتباطی مجموعه انجام گرفت.سال‌ها پژوهش و کاوش در نهایت به مرحله‌ای رسید که نام الموت از یک اثر تاریخی شناخته‌شده در ایران، به یک میراث جهانی تبدیل شد.در سال ۲۰۲۶، «قلعه الموت و استحکامات وابسته» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ پرونده‌ای که علاوه بر قلعه الموت، شش دژ و استحکامات دیگر شامل لمسر، نویزرشاه، شمس‌کلایه، قسطین‌لار، شیرکوه و ایلان را دربرمی‌گیرد و حالا من، در روزهایی که این ثبت جهانی اتفاق افتاده، بالای همان قلعه ایستاده‌ام؛ جایی که تاریخ از کتاب‌ها بیرون آمده و مقابل چشمم قرار گرفته است، اما اینجا قرار نیست همه چیز به یک تماشای تاریخی ختم شود.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    یک در بسته و پرسش‌هایی که بیشتر شد

    برای تهیه گزارش، فقط دیدن قلعه برایم کافی نبود. می‌خواستم از بخش‌های بیشتری عکس بگیرم و درباره وضعیت امروز بنا، حفاظت از آن، شرایط بازدید و برنامه‌هایی که بعد از ثبت جهانی برای الموت در نظر گرفته شده، سؤال کنم.برای همین در بالای قلعه درخواست کردم حفاظ یا درِ بخش موردنظر باز شود تا بتوانم چند تصویر از داخل تهیه کنم. اما در باز نشد. مسئولان حاضر در محل با فردی به نام مهندس صفاری تماس گرفتند و پاسخ این بود که در را باز نکنند؛ دلیل، خطرناک بودن آن بخش عنوان شد.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    در نتیجه امکان ورود به آن قسمت فراهم نشد و من تلاش کردم از بخش‌هایی که امکان دسترسی به آنها وجود داشت، تصاویر مورد نیاز را ثبت کنم.اما همین اتفاق یک سؤال جدی ایجاد می‌کند: اگر بخشی از یک اثر تاریخی برای بازدیدکننده خطرناک است، راهکار حفاظت و ایمن‌سازی آن چیست؟ آیا این قسمت برای همیشه از دسترس خارج خواهد ماند یا قرار است با مرمت و ایمن‌سازی، امکان بازدید از آن فراهم شود؟این سؤال زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم امروز دیگر درباره یک قلعه معمولی صحبت نمی‌کنیم؛ درباره اثری صحبت می‌کنیم که در سال ۲۰۲۶ به فهرست میراث جهانی راه پیدا کرده است.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    مصاحبه‌ای که انجام نشد

    اما سؤال‌های من فقط درباره باز شدن یک در نبود. می‌خواستم درباره آینده قلعه، وضعیت حفاظت، برنامه‌های پس از ثبت جهانی، ادامه کاوش‌ها و اینکه الموت قرار است در سال‌های آینده با چه برنامه‌ای مدیریت شود، با مسئولان و پژوهشگران گفت‌وگو کنم.برای همین تلاش کردم با حمیده چوبک نیز گفت‌وگو کنم؛ باستان‌شناسی که سال‌ها از نزدیک با کاوش و مطالعه این مجموعه درگیر بوده و بخش مهمی از شناخت امروز ما از ساختار قلعه حاصل همین مطالعات است، اما این گفت‌وگو انجام نشد.

    در پیگیری‌ها اعلام شد که خانم چوبک در ساختمان میراث فرهنگی مجموعه الموت حضور دارند ولی به دلیل ابتلا به کرونا امکان پاسخ‌گویی ندارند و حتی امکان گفت‌وگوی تلفنی نیز فراهم نشد. به این ترتیب، بخشی از پرسش‌هایی که قرار بود پاسخ آنها را از مسئولان و پژوهشگران بشنوم، بی‌پاسخ ماند.آنچه باقی ماند، چیزی بود که خودم در محل دیده بودم؛ مسیر دشوار رسیدن، شرایط محوطه، بخش‌هایی که امکان بازدید از آنها وجود داشت، دری که به دلیل خطر باز نشد و پرسش‌هایی که هنوز درباره آینده این میراث جهانی وجود دارد.

    پایین قلعه؛ جایی که میراث جهانی با زندگی مردم گره می‌خورد

    از قلعه که پایین می‌آیم، تصویر الموت کم‌کم از دیوارهای دژ فاصله می‌گیرد و دوباره به زندگی امروز مردم منطقه می‌رسد.اگر قلعه یک میراث تاریخی است، روستاها و مردم اطراف آن نیز بخشی از تجربه این منطقه‌اند؛ مردمی که گردشگر در خانه‌ها، اقامتگاه‌ها، باغ‌ها و غذاهای محلی با آنها مواجه می‌شود. در گازرخان به اقامتگاه بوم‌گردی «باغ گلستان» می‌روم؛ جایی که فضه باقری الموتی به همراه همسرش آن را اداره می‌کنند. آشپزی اقامتگاه نیز توسط خود خانم باقری انجام می‌شود و فرصتی پیش می‌آید تا یکی از غذاهای محلی منطقه را تجربه کنم.

    در کنار غذا، طعم دیگری از الموت هم به سفر اضافه می‌شود؛ «کپرگل».کپرگل که با استفاده از کَبَر تهیه می‌شود، بخشی از خوراک محلی منطقه است و تجربه آن در یک اقامتگاه بوم‌گردی، وجه دیگری از سفر به الموت را نشان می‌دهد؛ وجهی که در آن، میراث تاریخی فقط به دیوارهای قلعه محدود نمی‌شود و فرهنگ، غذا و زندگی مردم نیز بخشی از مقصد گردشگری است.اگر قرار است ثبت جهانی برای منطقه دستاوردی داشته باشد، طبیعی است که این دستاورد باید به زندگی مردم اطراف قلعه نیز برسد؛ از اقامتگاه‌های بوم‌گردی و غذاهای محلی گرفته تا توسعه زیرساخت‌هایی که گردشگر را ترغیب کند بیش از چند ساعت در منطقه بماند.

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    الموت جهانی شده؛ حالا نوبت پاسخ‌گویی است

    وقتی از الموت پایین می‌آیم، تصویر دیگری از قلعه در ذهنم شکل گرفته است.الموت فقط همان دژی نیست که در ارتفاع کوه ایستاده؛ یک مسیر طولانی برای رسیدن دارد، روستایی در پایین آن زندگی می‌کند، مردمی دارد که از گردشگر میزبانی می‌کنند، راهی دارد که باید درباره وضعیتش پرسید و بخش‌هایی دارد که هنوز به دلیل خطر امکان ورود به آنها وجود ندارد.حالا نام این مجموعه در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفته است.پس سؤال دیگر این نیست که «آیا الموت ارزش تاریخی دارد؟»پاسخ این سؤال را تاریخ داده و ثبت جهانی یونسکو نیز آن را تأیید کرده است.

    سؤال امروز چیز دیگری است: پس از ثبت جهانی، چه چیزی قرار است تغییر کند؟آیا مسیر دسترسی به قلعه به استاندارد یک مقصد جهانی نزدیک خواهد شد؟ برای بخش‌های خطرناک چه برنامه‌ای وجود دارد؟ آیا امکان بازدید ایمن از قسمت‌های بیشتری از قلعه فراهم می‌شود؟ آیا حفاظت و مرمت بقایای موجود متناسب با اهمیت جهانی آن ادامه پیدا می‌کند؟ آیا زیرساخت‌های گردشگری گازرخان و روستاهای اطراف توسعه پیدا خواهد کرد؟ و مهم‌تر از همه، آیا مردم محلی که سال‌ها در کنار این میراث زندگی کرده‌اند، سهمی واقعی از رونق گردشگری آن خواهند داشت؟

    برای رسیدن به قلعه الموت، حدود دو ساعت در جاده‌های کوهستانی رانندگی شد، از مسیر پرپیچ‌وخم گذشتم، وارد گازرخان شدم و حدود ۴۰۰ پله را در گرمای تابستان بالا رفتم.بالاخره به دژی رسیدم که زمانی مرکز قدرت، سیاست، دانش و فرهنگ بوده و حالا نامش در فهرست میراث جهانی ثبت شده است.چند تصویر گرفتم، اما نتوانستم از بخشی که گفته شد خطرناک است وارد شوم. سؤال‌هایم را هم برای گفت‌وگو با مسئولان داشتم، اما هیچ پاسخی نگرفتم. شاید همین فاصله میان آنچه الموت در تاریخ بوده، جایگاهی که امروز در جهان پیدا کرده و شرایطی که بازدیدکننده در میدان با آن روبه‌رو می‌شود، مهم‌ترین موضوعی باشد که باید درباره این قلعه پرسید.

    الموت حالا جهانی شده است؛ اما جهانی شدن پایان راه نیست. از اینجا، مسئولیت حفاظت از آن، فراهم کردن امکان بازدید ایمن و تبدیل این عنوان جهانی به فرصتی برای مردم منطقه آغاز می‌شود.

     

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

     

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

    400 پله تا دژی که جهانی شد/ روایت یک روز در الموت قزوین

     

    انتهای پیام/

     

    اخبار مشابه:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *