خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: ایران در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، روزهای سخت و تلخ هجوم بیگانگان به مرزهای کشور کم نداشته است. یکی از دورانهای تاریک و تلخ که طولانی نیز بوده دوران حمله مغول و حکومت آنان بر این سرزمین است. طبعاً در سرزمین شعر خیزی مثل ایران، در این دوره که بیش از ۱۰۰ سال به طول انجامیده و با این شدت ارکان جامعه را زیروزبر کرده ایت، نمونههای خاص شعر سروده شده. از این جمله است قصیده استوار و تلخ و کوبنده سیف فرغانی.
شعر مشهور سیف فرغانی با مطلع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» از نمونههای برجسته شعر اجتماعی و اعتراضی در ادبیات فارسی به شمار میآید. این شعر در قالب قصیده سروده شده و در آن شاعر با زبانی صریح و هشداردهنده به صاحبان قدرت یادآور میشود که قدرت و شکوه ظاهری آنان پایدار نیست و همانگونه که بر دیگران گذشته، بر آنان نیز خواهد گذشت.
سیفالدین محمد فرغانی، شاعر این اثر، از شاعران سده هفتم هجری است. او اصالتاً اهل فرغانه در ماوراءالنهر بود، اما بخش مهمی از زندگی خود را در آسیای صغیر (روم) گذراند. شعرهای او اغلب دارای مضامین اخلاقی، اجتماعی و انتقادی است و در آنها توجه به عدالت، نکوهش ستم و یادآوری ناپایداری دنیا دیده میشود.
قصیده «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» در فضایی تاریخی سروده شده که ایران و سرزمینهای پیرامون آن تحت حکومت ایلخانان مغول قرار داشت. سده هفتم هجری دورهای پرآشوب بود که پیامدهای حمله مغول، فشارهای اقتصادی، مالیاتهای سنگین و درگیریهای سیاسی میان حاکمان محلی و درباریان، زندگی مردم را با دشواریهای فراوان روبهرو کرده بود. در چنین شرایطی، برخی شاعران با استفاده از شعر، به بیان نارضایتیها و انتقاد از ستم حاکمان زمانه پرداختند:
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بِکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرایْ بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خواهم [که] به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد…
در این قصیده نیز سیف فرغانی با خطاب قرار دادن صاحبان قدرت، به آنها یادآوری میکند که شکوه و اقتدارشان پایدار نیست و روزگار بر آنان نیز خواهد گذشت. او با تأکید بر ناپایداری دنیا، از سرنوشت محتوم زوال قدرت سخن میگوید و ستمگران را نسبت به عاقبت کارشان که ناگزیر شکار مرگ میشوند، هشدار میدهد. از این رو، این شعر نه تنها از نظر ادبی دارای اهمیت است، بلکه از منظر تاریخی و اجتماعی نیز بازتابدهنده فضای پرتنش و ناآرام دوره ایلخانی و واکنش اندیشمندان و شاعران آن زمان به بیعدالتیهای اجتماعی به شمار میآید.
دوباره خواندن این شعر در شرایطی که کشورمان مورد هجوم آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و لاجرم جامعه درگیر سختیهای شرایط جنگی است، یادآور صبر پیشینیان و تداوم حیات و فرهنگ ایرانی علیرغم ستمکاری قدرتهای بزرگ در روزگاران است.
بلومبرگ: پستهای ترامپ به مذاکرات با ایران آسیب زده است










دیدگاهتان را بنویسید