به گزارش خبرنگار مهر، عید قربان در میان هنرمندان ایرانی، فراتر از یک مناسبت تقویمی، به عنوان یک «موقعیت وجودی» و «آزمون بزرگ بشری» شناخته میشود. هنرمندان در رشتههای مختلف، این واقعه را به مثابه مرزی میان غریزه انسانی یعنی «دلبستگی به فرزند» و شهود الهی یعنی «تسلیم در برابر حق» میبینند.
عید قربان به عنوان یکی از شورانگیزترین نقاط تلاقی «ایمان» و «هنر»، همواره بستری فرخنده برای خلق آثار ماندگار در تاریخ هنرهای تجسمی ایران بوده است. هنرمندان ایرانی با بهرهگیری از نمادهای قدسی، نه تنها به بازخوانی عید قربان پرداختهاند، بلکه مفاهیم عمیقی چون تسلیم، ایثار و شهود را در کالبد فرم و رنگ دمیدهاند.
هنرمندان ایرانی عید قربان را نماد عبور از «منیت» به «حق» میدانند. در بسیاری از آثار معاصر، هنرمند تلاش نمیکند که دقیقاً لحظه ذبح را نشان دهد، بلکه «نور» و «رهایی» پس از تسلیم را به تصویر میکشد. برای هنرمند ایرانی، این عید فرصتی است تا مفهوم «قربانی کردن تعلقات» را به نقد مدرنیته و مصرفگرایی گره بزند.
در ادامه مروری بر آثار چند هنرمند برجسته که تابلوها و آثار تجسمی با مضمون عید قربان خلق کردهاند، داریم.
زندهیاد محمود فرشچیان هنرمند نگارگر برجسته ایرانی، نمونهای از هنرمندانی است که در آثار مختلف خود به مفاهیم توحیدی میپردازد، همواره از نمادهای ابراهیمی بهره برده است. در نگاه او و شاگردانش، خطوط منحنی و دورانی در صحنه قربانی، نشاندهنده طواف وجودی حضرت اسماعیل به دور اراده الهی است. این هنرمند فقید ۲ تابلوی نگارگری مختص به عید قربان دارد؛ اولی «رمی جمره» (امتحان سخت) و دومی «آزمون سخت». در نگاه فرشچیان، صحنه قربانی یک صحنه خشونتآمیز نیست، بلکه یک «سلوک نوری» است. رنگها در آثار او پیرامون سر حضرت ابراهیم (ع) و حضرت اسماعیل به شکلی میچرخند که گویی تمام کائنات در حال طواف این فداکاری هستند. او از رنگهای لاجوردی و طلایی برای نشان دادن قداست این لحظه استفاده میکند.

رمی جمره یکی از مناسک حج است که نماد دوری از شیطان، هوای نفس و نزدیکی به درگاه عبودیت به شمار میآید. این مفهوم، دستمایه خلق آثار هنری بسیاری قرار گرفته است که مهمترین آنها، متعلق به زندهیاد محمود فرشچیان است. در این تابلو، حضرت ابراهیم (ع) فرزندش اسماعیل (ع) را در آغوش گرفته و در حال پرتاب سنگ به سوی شیطان است که نماد نفسانیت محسوب میشود. استاد فرشچیان این اثر نفیس نگارگری را در سال ۱۳۸۵ و با تکنیک اکریلیک خلق کرد. در ترکیببندی و فرم این اثر، ترکیبات رنگی متنوعی به کار رفته که مهمترین آنها، استفاده از تونالیته سبز بهعنوان نماد پاکی و تقدس است.
«آزمون بزرگ» نیز صحنه قربانی شدن حضرت اسماعیل است که یکی از شاهکارهای فرشچیان است. این تابلو علاوه بر زیبایی ظاهری، از حیث معنوی نیز حائز اهمیت است. این اثر پس از ۷ ماه کار مداوم، سرانجام به اتمام میرسد و ماحصل آن، دیدگان هر بینندهای را جلا میدهد. در این اثر، حضرت ابراهیم (ع) را در حین اجرای فرمان الهی و حضرت اسماعیل (ع) را نیز در حالتی که دستان و چشمانش بسته شده، تماشا میکنیم. در سمت و سوی دیگر تابلو، فرشتگان الهی به چشم میخورند که به تصویر کشیده شدهاند و با ابلاغ پیام الهی به حضرت ابراهیم (ع) از او میخواهند که دست از قربانی کردن پسرش بکشد.

در آثار هنرمندانی چون کاظم چلیپا و زندهیاد حبیبالله صادقی، عید قربان جایگاه ویژهای در پیوند با مفهوم «شهادت» دارد. در آثار این هنرمندان، غالباً پیوندی میان واقعه ذبح حضرت اسماعیل و وقایع معاصر (مانند جنگها و فداکاریهای اجتماعی) دیده میشود. آنها عید قربان را پیشدرآمدی بر عاشورا میبینند و این پیوند در رنگبندیهای تند (قرمز و سبز) آثارشان کاملاً مشهود است.
همچنین، برخی هنرمندان مجسمهساز، با ساختن احجام انتزاعی از «قوچ» یا «کارد» با متریالهای سخت مثل آهن، سعی در نشان دادن صلبیت و سختی این آزمون الهی دارند.
از طرف دیگر، خوشنویسان ایرانی به ویژه در سبکهای شکسته نستعلیق و ثلث، عباراتی همچون «فَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» را به گونهای ترسیم میکنند که فرم بصری کلمات، تداعیگر خضوع و بندگی باشد. در نقاشیخطهای مدرن، هنرمندان با تکرار کلمه «قربان» در فرمهای دایرهای، به مفهوم فنا فیالله و چرخش افلاک پیرامون اراده حق اشاره میکنند.
جایگاه عید قربان برای هنرمندان ایرانی، جایگاه «زیباییشناسی تسلیم» است. آثار خلق شده در این حوزه معمولاً دارای ویژگیهایی چون «غلبه نور بر تاریکی آزمون»، «نمادگرایی» و «حماسه و عرفان» هستند.
هنرمندان ایرانی، چه در سبک سنتی و چه در سبکهای مدرن و انقلابی، آثار درخشانی را با محوریت «آزمون ابراهیم (ع)» و «ذبح عظیم» خلق کردهاند. محمد زمان هنرمند نگارگر دوره صفوی و زندیه یکی از آنهاست؛ محمد زمان از پیشگامان سبک «فرنگیسازی» در نگارگری ایران است. او در یکی از مشهورترین آثار خود به موضوع قربانی کردن اسماعیل پرداخته است. او برای اولین بار عناصر طبیعتگرایانه غربی (سایهروشن و پرسپکتیو) را با مضامین قرآنی ترکیب کرد. در اثر او، چهره ابراهیم (ع) دارای وقار و حزن انسانی است و فرشتهای که قوچ را میآورد، در فضایی میان آسمان و زمین با ظرافتی خیرهکننده ترسیم شده است. این کار تلاقی سنت نگارگری با نگاه واقعگرایانه است.
اثر نگارگری رضا بدرالسماء با موضوع عید قربان با عنوان «تسلیم» یکی از آثار شاخص اوست که در آن، هنرمند تلاش کرده است تا لحظه اوجِ تسلیم و رضا را با زبان فرم و رنگ تصویر کند. بدرالسماء در این تابلو، از ترکیببندی دوار و عمودی استفاده کرده است. حضرت ابراهیم (ع) و اسماعیل (ع) در مرکزیت اثر قرار دارند، اما تمام عناصر دیگر (از فرشتگان گرفته تا کوهها و ابرها) به گونهای طراحی شدهاند که نگاه مخاطب را از پایین به سمت بالا (آسمان و مبدأ وحی) هدایت میکنند.

این نوع چیدمان، نشاندهنده عروج معنوی این پدر و پسر در پی این آزمون الهی است و هنرمند آگاهانه از نمایش هرگونه عنصر خشن یا دلهرهآور پرهیز کرده است. در این اثر چهره حضرت اسماعیل در آرامشی عمیق قرار دارد که نشاندهنده رضایت او از فرمان خداست (یا اَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ). چهره حضرت ابراهیم، آمیزهای از اقتدار پیامبرانه و بندگی محض است. در این اثر، چاقو، به جای آنکه عنصری ترسناک باشد، در میان هالهای از نور و در تعلیق قرار دارد تا نشان دهد اراده الهی برتر از قوانین مادی طبیعت است.
یکی از زیباترین بخشهای اثر، نحوه ورود فرشته است که قوچ را برای قربانی میآورد. فرشتگان در آثار بدرالسماء معمولاً با رنگهای بسیار روشن، بالهای رنگارنگ و فرمهای اثیری و سیال طراحی میشوند که گویی از میان ابرها و نورهای الهی ظاهر شدهاند.
در تابلوی عید قربان، حضور این فرشتگان تنها یک عنصر روایی برای آوردن قوچ نیست، بلکه نمادی از «مداخله رحمت الهی» در لحظه به اوج رسیدن بندگی انسان است. هنرمند با ظرافت، تضاد میان «چاقوی مادی» و «پیام آسمانی» را به گونهای حل کرده که مخاطب، به جای حس اضطراب، با تمام وجود غلبه صلح، آرامش و پاداش الهی را بر سختیِ آزمون درک میکند.
در واقع، بدرالسماء با استفاده از رنگهای درخشان و خطوط نرم در ترسیم فرشتگان، این پیام را منتقل میکند که پایانِ تسلیم در برابر حق، نه نیستی و نابودی، بلکه رسیدن به مقام رضا و برخورداری از فضل و رحمت بیکران خداوند است.
۱۷۲۱ دانش آموز آذربایجان غربی آموزش های ترافیکی را فرا گرفتند










دیدگاهتان را بنویسید