بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، صبح اعلام نتایج کنکور سراسری ۱۴۰۵، نام «زهرا گلیزاده» دختر ۱۸ ساله تبریزی در میان رتبههای برتر گروه علوم انسانی قرار گرفت؛ رتبهای که شاید در نگاه نخست تنها یک عدد در کارنامه تحصیلی باشد، اما پشت آن سالها تلاش، تربیت، حفظ قرآن، همراهی خانواده و عبور از روزهای دشوار قرار دارد.
زهرا گلیزاده حفظ قرآن کریم را از ۷ سالگی آغاز کرده و در ۹ سالگی حافظ کل قرآن شده است؛ مسیری که پس از حفظ نیز با آموزش ترجمه، مفاهیم، صرف و نحو عربی و حضور در مسابقات قرآنی ادامه پیدا کرده و در ۱۴ سالگی به دریافت درجه ۲ حفظ قرآن انجامیده است.
وی در کنار فعالیت قرآنی، مسیر تحصیلی خود را نیز با جدیت ادامه داده و پس از گذراندن دوره متوسطه دوم در مدرسه نمونه دولتی باقرالعلوم ناحیه یک تبریز، امسال رتبه هفتم کنکور سراسری در گروه علوم انسانی را به دست آورده است.
اما شاید مهمتر از خود رتبه، نگاه او به چرایی درس خواندن باشد. زهرا میگوید هدفش از تحصیل، صرفاً رسیدن به یک دانشگاه یا موقعیت شغلی نیست؛ او میخواهد از مسیر علم به کشورش خدمت کند.
در گفتوگویی تفصیلی، از مسیر قرآنی و تحصیلی، نقش خانواده، روزهای سخت آمادگی برای کنکور، انتخاب علوم انسانی، دغدغههای اجتماعی و نگاهش به آینده ایران گفتیم.
از کجا وارد مسیر قرآن شدید؟
زهرا گلیزاده: من زهرا گلیزاده هستم و به لطف و توفیق خدا امسال توانستم رتبه ۷ کنکور سراسری در گروه علوم انسانی را کسب کنم.
از ۷ سالگی، به لطف خدا وارد مسیر قرآن شدم. البته ما از قبل پیشزمینه قرآنی داشتیم و خانوادهمان از خانوادههای قرآنی هستند، اما خدا توفیق داد و با کمک مادرم حفظ قرآن را شروع کردم.
حفظ کل قرآن را در چه سنی به پایان رساندید؟
در ۹ سالگی توانستم حفظ کل قرآن را تمام کنم.
البته بعد از حفظ، مسیر تمام نشد. به کمک پدرم شروع کردیم به خواندن ترجمه، صرف و نحو عربی، مفاهیم قرآن و معارف قرآنی. تلاش کردیم قرآن فقط در حد حفظ کردن باقی نماند و بیشتر با مفاهیم آن آشنا شوم.
در ۱۴سالگی هم توانستم درجه ۲ حفظ قرآن را که در واقع معادل فوقلیسانس علوم قرآنی است، کسب کنم.
بعد از آن هم مرور و تثبیت محفوظات، مطالعه مفاهیم و فعالیتهای قرآنی ادامه داشت.
با توجه به اینکه سال کنکور بود، فعالیت قرآنی را ادامه دادید؟
بله. با اینکه مشغول کنکور بودم، قرآن را کنار نگذاشتم و در مسابقات قرآنی هم شرکت میکردم.
سال گذشته نیز در مسابقات اوقاف کشور شرکت کردم و توانستم رتبه سوم این مسابقات را کسب کنم.
برای خودم مهم بود که درس و قرآن را در مقابل هم قرار ندهم؛ یعنی تصور نکنم برای موفقیت تحصیلی باید فعالیت قرآنی را کنار بگذارم. سعی کردم هر دو مسیر را با هم ادامه بدهم.
چه شد که با وجود سابقه جدی در فعالیتهای قرآنی، رشته علوم انسانی را انتخاب کردید؟
من از کودکی با مفاهیم قرآنی مأنوس بودم و طبیعتاً این دغدغه را داشتم که بتوانیم این مفاهیم را در زندگیمان هم به کار ببریم و صرفاً خواندن و حفظ کردن نباشد.
به نظرم این موضوع زمانی محقق میشود که این مفاهیم را در فرهنگ و جامعه خودمان اشاعه بدهیم و این هم از مسیر علوم انسانی میگذرد.
به همین دلیل علوم انسانی را انتخاب کردم و به این رشته علاقه داشتم.
برای من علوم انسانی صرفاً یک رشته دانشگاهی نیست؛ به نظرم با فرهنگ، جامعه، انسان و شیوه زندگی مردم ارتباط مستقیم دارد.
حالا که رتبه ۷ کنکور را به دست آوردهاید، بزرگترین هدفتان چیست؟
بزرگترین هدف من همیشه، الان و بعد از این هم همین خواهد بود که بتوانم به ایران خدمت کنم.
رتبه کنکور برای من یک نقطه پایان نیست. بیشتر آن را شروع یک مسیر جدید میدانم؛ مسیری که امیدوارم بتوانم در آن دانش و تواناییهایی را که به دست میآورم در جهت پیشرفت کشور استفاده کنم.
صبح اعلام نتایج چه اتفاقی افتاد؟ اولین کسی که خبر رتبه را به شما داد چه کسی بود؟
من یک جایی بودم، صدای گوشی هم بسته بود و اصلاً خبری نداشتم.
اولین نفر پدرم به من خبر داد. اولین چیزی که به ذهنم آمد این بود که خدا را شکر کنم. واقعاً خدا کمک کرد وگرنه رسیدن به این موفقیت میسر نمیشد.
بعد از خدا، بیشترین زحمت را واقعاً پدر و مادرم کشیدند. کمک کردند، همراهم بودند، به من انگیزه دادند و برای من زحمت کشیدند.
واقعاً بابت همه اینها از آنها ممنونم و امیدوارم بتوانم روزی بخشی از زحماتشان را جبران کنم.
آیا رتبه ۷ هدفی بود که از ابتدا برای آن برنامهریزی کرده بودید؟
نه اینکه از ابتدا بگویم حتماً باید رتبه ۷ شوم. با توجه به بعضی آزمونهای آزمایشی و سیر درس خواندن، آدم کموبیش متوجه شرایط خودش میشود، اما من در نهایت سعی میکردم خیلی درگیر رتبه نشوم. به خودم میگفتم نهایت تلاشم را میکنم و بقیهاش را به خدا میسپارم.
سختترین بخش سال کنکور برای شما چه زمانی بود؟
سختترین روزها برای من روزهای اول جنگ بود؛ ۹ اسفند، ۱۰ اسفند و ۱۱ اسفند.
واقعاً هم شوکهکننده بود و هم ناراحتمان کرد. شرایطی بود که همه را تحت تأثیر قرار داده بود.
این لحظات برای من واقعاً سخت بود، اما سعی کردم به خودم مسلط شوم و برگردم سر درس، چون میدانستم این چیزی است که از ما انتظار میرود.
از آن روزها خاطره خاصی دارید؟ ساعتهای سحری بود، حدود ساعت ۵ صبح. من واقعاً از درون احساس کردم که چیزی فرو ریخت. حس بسیار بد و تلخی بود.
چند ساعت اول را با گریه و ناراحتی گذراندم، اما بعد مدام به این فکر میکردم که الان باید چه کار کنم؟
این سؤال برایم جدی شد که برای ادامه مسیر، برای کشورمان، برای خونهایی که داده شده و برای شهدا من چه کاری میتوانم انجام بدهم؟
پاسخ شما به این سؤال چه بود؟
من رزمنده نبودم و پشت لانچر نمیتوانستم بنشینم، اما با درس خواندن میخواهم به کشور خدمت کنم.
کل هدفم و اولین هدفم خدمت به ایران است و اینکه راهی را که شهدا رفتهاند ادامه بدهیم.
شاید هرکسی در یک جایگاه بتواند نقش خودش را ایفا کند. یکی در میدان نظامی، یکی در عرصه علمی، یکی در فرهنگ و یکی در حوزههای اجتماعی.
من فکر میکنم وظیفه من این است که در حوزهای که توانایی دارم، تلاش کنم.
فکر میکنید در شرایط امروز، وظیفه جوانان چیست؟
به نظرم وظیفه اصلیمان این است که اتحاد و همبستگی را حفظ کنیم.
همه اقشار جامعه، با هر باور و اعتقاد و هر فکری که دارند، الان باید برای دفاع از ایران اتحاد و همبستگی را حفظ کنند.
بعد از آن، باید هرکسی در هر جایی که هست برای پیشرفت ایران تلاش کند؛ با همه سختیهایی که وجود دارد.
اگر قرار باشد کشور پیشرفت کند، همه باید سهم خودشان را ایفا کنند.
آیا در دوران آمادگی برای کنکور، سخنرانیها و صحبتهای رهبری را هم دنبال میکردید؟
بله. تمام سخنرانیها را دنبال میکردم و اگر زمانی ناامید میشدم، به صحبتهای ایشان گوش میدادم.
این موضوع برای من انگیزه ایجاد میکرد.
بزرگترین انگیزه من همین بود که احساس میکردم جوانها باید در مسیر پیشرفت کشور نقش داشته باشند و از آنها انتظار میرود که تلاش کنند.
اگر بخواهید موفقیتتان را به کسی تقدیم کنید، چه کسی در ذهن شماست؟
اسم آدمهای زیادی در ذهنم میآید؛ شهدای بزرگی که در این چند سال اخیر دادیم.
اما بزرگترین کسی که میتوانم این موفقیت را به او تقدیم کنم، فرمانده همه شهدایمان حضرت آقا هستند که برای من بزرگترین انگیزه برای ادامه دادن این مسیر بودند.
خیلی دوست داشتم که ببینمتان، اما این توفیق نصیب من نشد. اما میدانم که میبینیدمان.
الان برایمان دعا کنید که انشاءالله بتوانیم مسیر شما را ادامه بدهیم و پیشرفت ایران را ادامه دهیم.
شما به ما اعتماد داشتید، به جوانها اعتماد داشتید و از آنها انتظار داشتید.
آرزو میکنم بتوانم حتی قدمی کوچک در مسیر پیشرفت ایران بردارم؛ مثل شهدایمان، شهدای علمیمان، شهدای نظامیمان و فرماندهی.
پیام شما به دانشآموزانی که امروز برای کنکور و آیندهشان تلاش میکنند چیست؟
اول از همه میخواهم به بچهها بگویم که تلاشتان را بکنید.
درست است بعضی وقتها سخت میشود، بعضی وقتها آدم بیانگیزه میشود، اما تلاشتان را ادامه بدهید. از تلاش کردن دست برندارید.
برای آرزوها و اهدافی که دارید واقعاً تلاش کنید؛ چه درس باشد و چه غیردرس، چه آرزوهای شخصی باشد و چه اهداف اجتماعی. امیدوارم نتیجه این تلاشها، پیروزی و سربلندی ایران باشد.
آخرین حرفتان خطاب به کسانی که برای امنیت کشور تلاش میکنند؟
آخرین حرفم به همه رزمندهها، فرماندهان، نیروهای نظامی و همه کسانی است که الان در هر جایی که هستند برای امنیت ایران تلاش میکنند.
از اینجا به همه آنها خستهنباشید و خداقوت میگویم.
دعای ما پشت سر شماست. امیدوارم خدا به دست و دلتان قوت بدهد و انشاءالله همه ما با هم پیروز و سربلند از این جنگ بیرون بیاییم.
پدر زهرا: رتبههای ظاهری خیلی مهم نیست
حجتالاسلام گلیزاده، پدر زهرا، درباره موفقیت دخترش میگوید: امیدواریم فرزند ما به عنوان یک الگوی قرآنی که هم حافظ کل قرآن کریم است و هم توانسته در زمینه تحصیلی مقام برتر کنکور سراسری ۱۴۰۵ در گروه آزمایشی انسانی را کسب کند، برای سایر جوانان و نوجوانان و دختران سرزمین ایران اسلامی باشد.
وی تأکید میکند: این لطف الهی و محبت اهلبیت است و رتبههای ظاهری زیاد مهم نیست.
برای این پدر، آنچه اهمیت دارد نتیجهای است که این موفقیت میتواند در آینده به همراه داشته باشد.
وی میگوید: خدا توفیق دهد به نظام و مملکت خدمت کند و برای جوانان الگو باشد.
گلیزاده با اشاره به جایگاه قرآن در زندگی خانواده میافزاید: بهرهمند از فیوضات قرآنی هستیم و هرچه داریم از قرآن است.
وی قرآن را راهنمای زندگی انسان میداند و معتقد است توجه به معارف قرآنی میتواند در اصلاح جامعه نقش داشته باشد.
قرآن راهنمای بزرگ ما و کیمیا برای انسانهاست. وعده داده قرآن برای هدایت ما و عاقبتبخیری ماست. اگر فکر قرآنی باشد، اگر بخواهیم جامعه اصلاح شود، بهترین راه قرآن است.
یک رتبه؛ پشتوانه سالها تلاش
روایت زهرا گلیزاده را نمیتوان فقط با رتبه «۷» کنکور سراسری توضیح داد.
پشت این رتبه، کودکی قرار دارد که در ۷ سالگی مسیر حفظ قرآن را آغاز کرد، در ۹ سالگی حافظ کل قرآن شد، در سالهای بعد ترجمه، مفاهیم و صرف و نحو عربی را آموخت، در ۱۴سالگی درجه ۲ حفظ قرآن را به دست آورد، در مسابقات قرآنی کشور حضور پیدا کرد و حتی در سال کنکور نیز این مسیر را ادامه داد.
پشت این موفقیت همچنین خانوادهای قرار دارد که به گفته خود زهرا، بیشترین نقش را در مسیر رشد او داشتهاند؛ مادری که از سالهای نخست در مسیر حفظ قرآن همراه او بوده و پدری که آموزش مفاهیم قرآنی و زبان عربی را دنبال کرده و در روز اعلام نتایج نیز نخستین کسی بوده که خبر رتبه هفتم را به دخترش داده است.
در کنار خانواده، مدرسه نیز بخشی از این مسیر بوده است؛ دختری که در مدرسه نمونه دولتی باقرالعلوم ناحیه یک تبریز تحصیل کرده و حالا در میان رتبههای برتر کنکور سراسری قرار گرفته است.
اما شاید مهمترین بخش این روایت، تعریفی باشد که زهرا از موفقیت ارائه میکند.
برای او رتبه هفتم پایان راه نیست. کنکور نیز مقصد نیست.
او میخواهد دانش را به ابزار اثرگذاری تبدیل کند؛ علمی که به گفته خودش قرار است در نهایت به خدمت به ایران منجر شود.
وقتی رتبه از یک عدد فراتر میرود
در روزهایی که اعلام نتایج کنکور معمولاً با انتشار رتبهها، درصدها و رشتههای قبولی همراه است، روایت زهرا گلیزاده یک تفاوت مهم دارد؛ او موفقیت تحصیلی را در چارچوبی بزرگتر از یک کارنامه تعریف میکند.
انتخاب علوم انسانی برای او ادامه همان دغدغهای است که از سالهای کودکی و انس با قرآن شکل گرفته است؛ اینکه آموختهها باید از کتاب و محفوظات فراتر بروند و در جامعه اثر بگذارند.
از سوی دیگر، روایت او نشان میدهد که مفهوم خدمت به کشور میتواند برای جوانان در قالبهای متفاوتی معنا پیدا کند. زهرا صریح میگوید که رزمنده نبوده و امکان حضور در میدان نظامی را نداشته، اما میخواهد سهم خود را از مسیر درس و دانش ایفا کند.
شاید در نهایت، همین نگاه مهمترین بخش کارنامه او باشد؛ اینکه رتبه هفتم برای او نه یک نقطه پایان، بلکه آغاز مسیری است که قرار است علم را به مسئولیت و موفقیت تحصیلی را به اثرگذاری اجتماعی پیوند بزند.
زهرا گلیزاده امروز یکی از رتبههای برتر کنکور سراسری در گروه علوم انسانی است؛ دختری که مسیرش را از حفظ قرآن در کودکی آغاز کرده و اکنون در آستانه ورود به مرحلهای تازه از زندگی علمی خود قرار دارد.
حالا باید دید این «۷» در سالهای آینده به چه عدد و عنوانی تبدیل خواهد شد؛ اما آنچه خودش از آینده میگوید روشن است؛ میخواهد علم را بیاموزد، پیشرفت کند و آن را در مسیر خدمت به ایران بهکار بگیرد.
انتهای پیام/
ایمنی باید از «الزام اداری» به «تفکر مدیریتی» در تولید تبدیل شود










دیدگاهتان را بنویسید