به گزارش خبرنگار مهر،سومین نشست تخصصی نمایش و بررسی مستندهای سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان بعداز ظهر سهشنبه در خانه جشنواره با تمرکز بر چگونگی روایت تجربه کودکان از جنگ، نسبت سینمای مستند با جهان ذهنی مخاطب کودک و نوجوان و ضرورت بازاندیشی در شیوه تولید و عرضه این آثار، ظهر سهشنبه در خانه سیوهشتمین دوره جشنواره برگزار شد.
در این نشست که یکی از برنامههای جنبی و مستمر جشنواره سیوهشتم است و هر روز با محوریت بررسی آثار مستند برگزار میشود، مستندهای «مشق جنگ» به تهیهکنندگی و کارگردانی امیررضا دهقانی، «پنجرهها» به کارگردانی حدیث مطهوری و مهدی مطهوری و «روایت میناب» به کارگردانی امیراطهر سهیلی مورد بررسی قرار گرفتند و درباره نسبت میان مستندهای کودک و نوجوان، ثبت تجربه زیسته کودکان، زاویه دید فیلمساز و ضرورت ایجاد مسیرهای تازه برای رساندن مستند به سبد رسانهای این گروه سنی بحث شد. فیلمساز «روایت میناب» در این نشست حضور نداشت.
ثبت جنگ از نگاه کودک؛ «مشق جنگ» و اهمیت حفظ یک تجربه تاریخی
امیررضا دهقانی، تهیهکننده و کارگردان مستند «مشق جنگ»، درباره چرایی انتخاب موضوع و شیوه تولید این اثر اظهار کرد: این سومین مستند اوست و در شرایطی که امکان داشت موضوع جنگ و کودکان به شیوههای دیگری روایت شود، ترجیح داده است تجربه و نگاه کودکان تهران نسبت به این فاجعه را به شکل مستند ثبت کند.
وی با تأکید بر اهمیت ثبت نگاه کودکان در همان مقطع زمانی که هنوز تجربه جنگ برای آنها تازه است، افزود: ممکن است در سالهای آینده و با فاصله گرفتن از این رخداد، امکان ساخت آثار کاملتر و دقیقتری فراهم شود، اما آنچه برای او اهمیت داشته، ثبت تازگی و تأثیری است که این اتفاق در ذهن کودکان بر جای گذاشته است.
دهقانی ادامه داد: «مشق جنگ» سفارشی برای جشنواره یا محصول حمایت یک نهاد نبوده و تولید آن بیشتر از یک دغدغه شخصی آغاز شده است؛ از این رو فیلمساز تلاش کرده با امکانات موجود، شرایطی فراهم کند که کودکان در برابر دوربین احساس راحتی داشته باشند و بتوانند تجربه و برداشت خود را بیان کنند.
تهیهکننده و کارگردان «مشق جنگ» درباره دشواری کار با کودکان نیز گفت: فیلمساز در این پروژه معلم یا فرد آشنا با دانشآموزان نبوده و برای نخستینبار با بسیاری از آنها مواجه شده است؛ بنابراین شکل دادن به یک رابطه طبیعی میان دوربین، فیلمساز و کودکان، یکی از مهمترین ملاحظات تولید اثر بوده است.
وی با اشاره به محدودیت زمانی تولید مستند تأکید کرد: هدف اصلی، ثبت آن چیزی بوده که در همان مقطع در ذهن کودکان باقی مانده است؛ روایتی که میتواند در سالهای آینده به عنوان بخشی از حافظه تصویری نسل جدید درباره تجربه جنگ مورد بازخوانی قرار گیرد.

«پنجرهها»؛ بازسازی واقعیت جنگ در قاب تجربه دانشآموزان
در ادامه، حدیث مطهوری و مهدی مطهوری، کارگردانان مستند «پنجرهها»، درباره تجربه ساخت این اثر و مواجهه با دانشآموزانی که بخشی از روایت فیلم را شکل دادهاند، سخن گفتند.
مهدی مطهوری با اشاره به اینکه «پنجرهها» نخستین تجربه فیلمسازی اوست، یکی از مهمترین چالشهای تولید را ایجاد فاصله میان دانشآموزان و نقشآفرینی مقابل دوربین عنوان کرد و گفت: تلاش اصلی این بود که مرز میان بازی و واقعیت از میان برود و کودکان بتوانند بدون احساس قرار گرفتن در موقعیت بازیگری، با فیلمساز ارتباط برقرار کنند.
وی افزود: یکی از دشواریهای اصلی، بازسازی برخی صحنهها در مدارسی بود که در جریان جنگ آسیب دیده بودند؛ زیرا از یک سو لازم بود فضای واقعی مکانها حفظ شود و از سوی دیگر برای انتقال حس و حال رخداد، برخی موقعیتها بازسازی شوند.
مهدی مطهوری با بیان اینکه تنها سه روز برای تصویربرداری فرصت وجود داشته است، اظهار کرد: پیشتولید اثر حدود یک ماه به طول انجامید و در این مدت، گروه به صورت مستمر لوکیشنها را بررسی میکرد. برخی فضاها همچنان دستنخورده باقی مانده بودند و در مواردی مانند سالن اجتماعات نیازی به تغییر وجود نداشت، اما بعضی صحنهها برای انتقال فضای جنگ به بازسازی نیاز داشتند.
حدیث مطهوری نیز درباره انتخاب موضوع کودک گفت: ساخت اثری با موضوع کودکان همواره یکی از دغدغههای آنها بوده و پیش از این نیز ایدههایی در این زمینه وجود داشته است، اما در جریان جنگ، تخریب مدارس و ارتباط مستقیم این اتفاق با زندگی دانشآموزان، موضوعی بود که آنها را به سمت ساخت «پنجرهها» هدایت کرد.
وی افزود: تجربه ساخت این اثر در شرایطی که بسیاری از دانشآموزان همزمان در جایگاه شخصیتهای واقعی و اجراکنندگان موقعیتهای بازسازیشده قرار میگرفتند، تجربهای متفاوت و دشوار برای گروه تولید بود.
فیلم کودک باید مسئله کودک را از زاویه نگاه خود او روایت کند
علی خواجه، تهیهکننده، نویسنده و پژوهشگر حوزه تربیت رسانهای، در ادامه این نشست به یکی از مباحث بنیادین سینمای کودک و نوجوان یعنی تفاوت میان فیلم «برای کودک» و فیلم «درباره کودک» پرداخت و اظهار کرد: مسئله کودک در فیلمسازی صرفاً موضوعی نیست که بزرگسالان درباره آن تصمیم بگیرند، بلکه باید دید کودک در مواجهه با آن مسئله چه تجربه و برداشتی دارد.
وی توضیح داد: هنگامی که درباره مسائل جهان بزرگسالان از زاویه نگاه کودک فیلم ساخته میشود، نتیجه میتواند اثری درباره تجربه کودک باشد؛ زیرا ممکن است یک موقعیت از نگاه بزرگسالان تلخ، تراژیک یا دشوار باشد، اما کودک حاضر در همان موقعیت، برداشت کاملاً متفاوتی از آن داشته باشد.
خواجه با اشاره به تجربه جنگ افزود: در روایت جنگ نیز نباید کودک صرفاً به عنوان قربانی یا فرد آسیبدیده دیده شود. ممکن است کودکی در جریان جنگ مستقیماً آسیب ندیده باشد و حتی تجربه متفاوتی از جابهجایی، زندگی در کنار خانواده یا دور شدن موقت از فضای معمول زندگی داشته باشد. اهمیت مستند زمانی افزایش پیدا میکند که بتواند همین زاویه دید کودکانه را کشف و ثبت کند.
این پژوهشگر تربیت رسانهای با اشاره به ابعاد گسترده تجربه جنگ اخیر تصریح کرد: آثار و پیامدهای یک رخداد بزرگ تنها به لحظه وقوع آن محدود نمیشود و دامنه آن خانوادهها، کودکان و بخشهای مختلف جامعه را دربرمیگیرد. از این منظر، ثبت تجربه کودکان میتواند بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی جامعه را شکل دهد.
وی همچنین بر اهمیت ثبت تجربه در زمان وقوع رویداد تأکید کرد و گفت: مستند میتواند در همان لحظه، واقعه را ثبت کند و همین ثبت اولیه بعدها به مادهای برای بازخوانی و تولید آثار جدید تبدیل شود؛ بنابراین میان مستند ثبت واقعه و مستندهایی که با فاصله زمانی و پژوهشی به همان موضوع بازمیگردند، باید تفاوت قائل شد.
خواجه در بخش دیگری از سخنان خود درباره نسبت سینمای مستند و مخاطب کودک گفت: برای ارتباط واقعی با کودکان، فیلمساز باید تلاش کند در جایگاه نگاه کودک قرار گیرد و جهان پیرامون را از زاویه تجربه او ببیند؛ مسیری که اگر به درستی طی شود، امکان ارتباط عمیقتر مخاطب کودک و نوجوان با اثر را فراهم میکند.

مستند کودک برای دیدهشدن به بازطراحی مسیر عرضه نیاز دارد
عطیه ایزدخواه، کارگردان و پژوهشگر سینما، با اشاره به تجربه خود در حوزه آموزش هنر و فعالیتهای مرتبط با کودکان و نوجوانان، بحث اصلی خود را بر چگونگی ورود مستند به سبد رسانهای این گروه متمرکز کرد و گفت: برای افزایش دیدهشدن فیلمهای مستند کودک و نوجوان، نمیتوان همه مسئولیت را بر عهده فیلمساز گذاشت و ساختار عرضه و ارائه آثار نیز نیازمند تغییر است.
وی افزود: اینکه مستند چگونه وارد سبد رسانهای کودک و نوجوان شود، موضوعی است که باید در سطح سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای مورد توجه قرار گیرد و برای عرضه جذاب آثار مستند، سازوکارهای مشخصی طراحی شود.
ایزدخواه با تأکید بر تفاوت دورههای مختلف کودکی و نوجوانی گفت: نمیتوان مخاطب کودک و نوجوان را یک گروه یکدست در نظر گرفت؛ کودکی و نوجوانی دورههای متفاوتی دارند و هر یک از این دورهها ویژگیها، نیازها و الگوهای مصرف رسانهای خاص خود را دارند.
این پژوهشگر سینما، شناخت سبد رسانهای کودکان و نوجوانان را پیششرط ورود مستند به این حوزه دانست و ادامه داد: مستند باید بتواند در قالبهایی عرضه شود که برای مخاطب کودک و نوجوان همذاتپندارانه باشد و او بتواند خود و تجربههایش را در آن پیدا کند؛ در این مسیر، زاویه دید فیلمساز اهمیت تعیینکنندهای دارد.
وی همچنین با اشاره به تجربههای فیلمسازی در حوزه کودک، بر ضرورت جسارت و خلاقیت در فرم مستند تأکید کرد و گفت: نباید قالبهای مستند را آنقدر محدود و چارچوبمند دید که امکان تجربههای تازه از بین برود. مستند محض، مستند داستانی و بازسازی، همگی ظرفیتهایی برای روایت جهان کودک و نوجوان دارند و میتوان با بهرهگیری خلاقانه از این ظرفیتها به قالبهای تازه رسید.
ایزدخواه درباره مستند «پنجرهها» نیز گفت: یکی از نکات قابل توجه این اثر، حضور تجربه و اصالت فیلمسازان جوان در روایت است و فیلمساز جوان میتواند جهان کودک و نوجوان را با زاویه دیدی نزدیکتر به تجربه نسل خود روایت کند.
وی در پایان با تأکید بر اهمیت ثبت لحظهای وقایع اظهار کرد: مستند تنها یک محصول سینمایی نیست، بلکه بخشی از داده پژوهشی و فرهنگی یک جامعه است و ثبت تجربه کودکی و نوجوانی از رویدادهای مهم اجتماعی، میتواند در سالهای آینده به منبعی برای شناخت تاریخ فرهنگی جامعه تبدیل شود.
«روایت میناب»؛ سومین ضلع بررسی مستندهای کودک و نوجوان
در سومین نشست تخصصی نمایش مستند جشنواره، در کنار «مشق جنگ» و «پنجرهها»، مستند «روایت میناب» به کارگردانی امیراطهر سهیلی نیز مورد بررسی قرار گرفت؛ اثری که در این نشست، امکان مقایسه شیوههای متفاوت مواجهه مستندساز با موضوع کودک، جامعه و جغرافیای فرهنگی را فراهم کرد.
اگرچه امیراطهر سهیلی، کارگردان «روایت میناب»، در جلسه حضور نداشت، بررسی این اثر در کنار دو مستند دیگر، دامنه بحث نشست را از تجربه مستقیم جنگ و بازنمایی آن در جهان کودکان فراتر برد و به موضوع مهمتر زاویه دید، انتخاب سوژه و چگونگی تبدیل یک واقعیت اجتماعی به روایت مستند پیوند زد.
مجموع مباحث مطرحشده در سومین نشست تخصصی نمایش مستند سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان نشان داد که مسئله مستند کودک صرفاً تولید فیلم درباره کودکان نیست؛ بلکه نحوه دیدن جهان از منظر کودک، ثبت تجربه زیسته او، انتخاب فرم متناسب با مخاطب، شناخت سبد رسانهای کودکان و ایجاد مسیر مناسب برای عرضه آثار، حلقههای بههمپیوستهای هستند که آینده مستند کودک و نوجوان را شکل میدهند.
ایمنی باید از «الزام اداری» به «تفکر مدیریتی» در تولید تبدیل شود










دیدگاهتان را بنویسید